اگه طاقتشو داری بخون چون واقعیت هست این حرفم.
اگه طاقتشو داری بخون چون واقعیت هست این حرفم.
دختر:برو دیگه نمیخامت
پسر:عشقم من بدون تومیمیرم
دختر: ازت خسته شدم عشقت واسم تکراری شده وتلفن قطع شد
پسر خیلی ناراحتو افسرده میره تو اتاقش چشمش میوفته به عکش عشقش اشک تو چشاش حلقه میزنه اهنگ مورد علاقشو میذاره و گوش میده دیگه اشکاش تاب نمیارنو میریزن احساس میکنه تیکه ای از وجودشو از دست داده.اون شب پسر خوابش نبرد به دختر پیام داد:الان که این پیامو میخونی جسمم باهات غریبه شده ولی روحم همیشه دوست داره به امید بیداریه جسم ها خداحافظ واسه همیشه. به طرف پنجره اتاقش رفت و در سکوت و تاریکی خودشو از بالای پنجره به پایین پرت کرد.صبح مادر پسر طبق عادت همیشگی به اتافه پسرش رفت تا اونو از خواب بیدارش کنه اما پسر رو ندید.تلفن همراه پسر مدام زنگ میخورد توجهشو جلب کرد به سمت گوشی رفت دختری مدام داشت تماس میگرفت.چشم مادر به پیامی افتاد که همون دختر فرستاده بود:عشقم عزیزم بخدا شوخی کردم من هنوز دوست دارم مثل همیشه عاشقتم خواهش میکنم عشقم فقط یه فرصت تو رو خدا....مادر پسر به طرف پنجره اتاق رفت که کاملا باز بود به بیرون نگاه کرد چیزی که میدیدو باور نمیکرد...........کش شلوار پسر گیر کرده بود به نوک کلیپس دختر همسایه....آره اون پسر هنوز زنده بوووووووووووووود
این است کلیپس ملی...
اوا بد نمیخوام ناراحت شین ؟؟؟؟!!!!!
دختر:برو دیگه نمیخامت
پسر:عشقم من بدون تومیمیرم
دختر: ازت خسته شدم عشقت واسم تکراری شده وتلفن قطع شد
پسر خیلی ناراحتو افسرده میره تو اتاقش چشمش میوفته به عکش عشقش اشک تو چشاش حلقه میزنه اهنگ مورد علاقشو میذاره و گوش میده دیگه اشکاش تاب نمیارنو میریزن احساس میکنه تیکه ای از وجودشو از دست داده.اون شب پسر خوابش نبرد به دختر پیام داد:الان که این پیامو میخونی جسمم باهات غریبه شده ولی روحم همیشه دوست داره به امید بیداریه جسم ها خداحافظ واسه همیشه. به طرف پنجره اتاقش رفت و در سکوت و تاریکی خودشو از بالای پنجره به پایین پرت کرد.صبح مادر پسر طبق عادت همیشگی به اتافه پسرش رفت تا اونو از خواب بیدارش کنه اما پسر رو ندید.تلفن همراه پسر مدام زنگ میخورد توجهشو جلب کرد به سمت گوشی رفت دختری مدام داشت تماس میگرفت.چشم مادر به پیامی افتاد که همون دختر فرستاده بود:عشقم عزیزم بخدا شوخی کردم من هنوز دوست دارم مثل همیشه عاشقتم خواهش میکنم عشقم فقط یه فرصت تو رو خدا....مادر پسر به طرف پنجره اتاق رفت که کاملا باز بود به بیرون نگاه کرد چیزی که میدیدو باور نمیکرد...........کش شلوار پسر گیر کرده بود به نوک کلیپس دختر همسایه....آره اون پسر هنوز زنده بوووووووووووووود
این است کلیپس ملی...
اوا بد نمیخوام ناراحت شین ؟؟؟؟!!!!!
- ۱.۹k
- ۲۸ آبان ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط