. ₗₒᵥₑ ₒf ₜₕₑ ₘₒₒₙ ₐₙd ₜₕₑ ₛᵤₙ
. ₗₒᵥₑ ₒf ₜₕₑ ₘₒₒₙ ₐₙd ₜₕₑ ₛᵤₙ
𝑷𝒂𝒓𝒕.¹⁹ .
.
صبح شده بود یونجون اروم جوری که بومگیو حس نکنه لز روی تخت بلند شد و رفت پایین و صبحانه آناده ودد نبدونست که بونگبو قرار نیست حالش خوب باشه برای اینوه تازه مارک شده بود برای همین رفت و چندتا دارو هم گرفت و برگشت خونه بعد رفت بالا و بومگیو رو بیدار کنه کنه بومگیو دراز کشید و گفت
☆ پرنسم بیدار شو دانشگاه داری فدات شم
♡ اوم یکم دیگه
☆ نچ بدو برات لباس و کیف دانشگاهتم سفارش دادم و بعد مدرسه هم میریم خرید
♡ چرا خرید ( خواب آلود )
☆ چون الان مارکت کردم و مبام خاستگاریت
♡ چییییی
بومگیو که کلا خواب از سرش پریده بود گفت
☆ آره پرنسم دیشبم کاندوم استفاده نکردم
♡ وایساااا ببینم چوی یونجونننننننننننننن من دانشگاه دلرم مرتیکه بعد کاندوم نذاشتیییی
☆ پشو پشو دست صورتت و آب بزن بیا پایین صبحانه
بومگیو زد زیر گریه و گفت
♡ یون ... یونجون دلم کمرم
☆ آخ فدات شم تایسا ماساژ بدم برات
یونجون چند دقیقه ای کمر امگاش و دلش و ماساژ داد و بعدش یونجون رفت سرویس و لبلش پوشید د رفت پایین
♡ یونجون
☆ جانم پرنسم
♡ واقعا دوستم داری ولم نمیکنی
☆ زده به کله خوشگلت زندگیم من اگه دوستت نداشتم دیشب بنظرت تو خونه خودم میوردمت برای سکس
♡ دوشم دالی
☆ نچ
♡ چ...هق.چی
☆ عععع گریه نکن دوستت ندارم من عاشقتم دیونه
بومگیو خوشحال پرید بغل یونجون ولی یهو انگار حالت تهوه کرد و رفت دیتشویی و یونجون نگران پشت سرش رفت بعد چند مبن رفتن دانشگاه
.
.
.
× دیشب خوش گذشت
* تجربه اولت چطور بود
+ فلیکس که مارک شده امروز نیومده وایسا
* مارک شدی چرا اومدی
♡ خفه شین مگه من ناناز پانازم درظم میخوام براتون تعریف کنم چی شده
× از کبودیات و لبت همچی معلومه
♡ بگم یا زوده
* حامله شدی
♡ فک کنم
+ چییی
♡ کاندوم نذاشت
× اوه بعد کلاس میریم دکتررررر
♡ زوده اول بزلرم الاعماش بیاد بعد
بعده دانشگاهم میخواییم بریم خرید
× چرو
♡ میرم خونه اون و قراره امشب بیاد خاستگاریم
+ عا ماهم هستیم
* حیح رو شما ها
♡ رود نیخواییم عقد کنیم همین
* چیزی لز جئدن فهمیدی
♡ اره امگای تو تمام راز های جئون و میدونه چون دکتر شخصیه سلامتشه
× خب نقشه عوض شد
+ نگاه یچی میگم شک نشین امروز از مامان بابام شنیدم
* چی
+ من و کوک و قراره نامزد کنن
* اوه بهتر بدو بریم خاستگاری امگام
× اوه منم موقع هیتم به مین نزدیک میشم دیگه تمام
♡ ساییدمتون
* گاییدم نبود ؟
♡ جدید اختراع کردم
بعد کلی حرف رفتن سالن ورزش و دوباره تهیونگ کوک بهم خوردن اونم از اونجایی که ته سرش تو بدگه های تمرین بود چون سده بود نماینده و با کله رفت تو سینه های کوک
+ ببخشید فرمانده حواسم نبود
تهیونگ با اینکه پاش پبچ خورد و درد مبکرد از کوک معذرت خواعی کرد ولی برعوس تثوارتش کوک برگه هارو جمع کرد و بهش داد و گفت
_ همیشه جوری رفتار میکنی انگار چیزیت نشده
+ جان
_ پات
+ آها یکم درد میکنه
_ کلا کبود شده بچه
+ اوه دقت نکردم فرمانده بازم ببخشید
خواست بره که درد پاش بهش فسار اورد و نزدیک بود بیوفته که کوک اون و گرفت
_ اره خیلی خوبی
با کنایه گفت و جیمین و یونکیو چا وو نین که خر ذوق صده بودن و جیمین بومگیو که برای بار هزارم داشتن عکس مبگرفتن که جیمین به وو گفت گمشو برو پیشش تا ریپ نزده
* ته خوبی
+ اره وو
* کور نبودی که اینم شدی
+ دهنت سرویس
_ شما رل نبودین ؟
+ عا دیدیم رفاقت بیستر از رل بودن بهمون میخوره کات کردیم
_ اوم عالی مراقب پات باش
+ ممنون فعلا
.
.
.
+ چندتا عکس گرفتین
♡ هزارتاااااا
* صحنه خیلی رمانتیک بود آح قلبم
× واییی ته دیدی بهت اهمیت داد
+ کوفت هیونگ همیشه مودی بوده
■ کیم تهیونگ
.......
_____________________________
ببخشید بابت تاخیرم معذرت بخدا اگه بدونین چندبار پست آپ میکرد باز پاک میشد
لایک ۵۰
کامنت ۵۰
بازنشر ۱۴
دوستتون دارم فعلاااا 🫠
𝑷𝒂𝒓𝒕.¹⁹ .
.
صبح شده بود یونجون اروم جوری که بومگیو حس نکنه لز روی تخت بلند شد و رفت پایین و صبحانه آناده ودد نبدونست که بونگبو قرار نیست حالش خوب باشه برای اینوه تازه مارک شده بود برای همین رفت و چندتا دارو هم گرفت و برگشت خونه بعد رفت بالا و بومگیو رو بیدار کنه کنه بومگیو دراز کشید و گفت
☆ پرنسم بیدار شو دانشگاه داری فدات شم
♡ اوم یکم دیگه
☆ نچ بدو برات لباس و کیف دانشگاهتم سفارش دادم و بعد مدرسه هم میریم خرید
♡ چرا خرید ( خواب آلود )
☆ چون الان مارکت کردم و مبام خاستگاریت
♡ چییییی
بومگیو که کلا خواب از سرش پریده بود گفت
☆ آره پرنسم دیشبم کاندوم استفاده نکردم
♡ وایساااا ببینم چوی یونجونننننننننننننن من دانشگاه دلرم مرتیکه بعد کاندوم نذاشتیییی
☆ پشو پشو دست صورتت و آب بزن بیا پایین صبحانه
بومگیو زد زیر گریه و گفت
♡ یون ... یونجون دلم کمرم
☆ آخ فدات شم تایسا ماساژ بدم برات
یونجون چند دقیقه ای کمر امگاش و دلش و ماساژ داد و بعدش یونجون رفت سرویس و لبلش پوشید د رفت پایین
♡ یونجون
☆ جانم پرنسم
♡ واقعا دوستم داری ولم نمیکنی
☆ زده به کله خوشگلت زندگیم من اگه دوستت نداشتم دیشب بنظرت تو خونه خودم میوردمت برای سکس
♡ دوشم دالی
☆ نچ
♡ چ...هق.چی
☆ عععع گریه نکن دوستت ندارم من عاشقتم دیونه
بومگیو خوشحال پرید بغل یونجون ولی یهو انگار حالت تهوه کرد و رفت دیتشویی و یونجون نگران پشت سرش رفت بعد چند مبن رفتن دانشگاه
.
.
.
× دیشب خوش گذشت
* تجربه اولت چطور بود
+ فلیکس که مارک شده امروز نیومده وایسا
* مارک شدی چرا اومدی
♡ خفه شین مگه من ناناز پانازم درظم میخوام براتون تعریف کنم چی شده
× از کبودیات و لبت همچی معلومه
♡ بگم یا زوده
* حامله شدی
♡ فک کنم
+ چییی
♡ کاندوم نذاشت
× اوه بعد کلاس میریم دکتررررر
♡ زوده اول بزلرم الاعماش بیاد بعد
بعده دانشگاهم میخواییم بریم خرید
× چرو
♡ میرم خونه اون و قراره امشب بیاد خاستگاریم
+ عا ماهم هستیم
* حیح رو شما ها
♡ رود نیخواییم عقد کنیم همین
* چیزی لز جئدن فهمیدی
♡ اره امگای تو تمام راز های جئون و میدونه چون دکتر شخصیه سلامتشه
× خب نقشه عوض شد
+ نگاه یچی میگم شک نشین امروز از مامان بابام شنیدم
* چی
+ من و کوک و قراره نامزد کنن
* اوه بهتر بدو بریم خاستگاری امگام
× اوه منم موقع هیتم به مین نزدیک میشم دیگه تمام
♡ ساییدمتون
* گاییدم نبود ؟
♡ جدید اختراع کردم
بعد کلی حرف رفتن سالن ورزش و دوباره تهیونگ کوک بهم خوردن اونم از اونجایی که ته سرش تو بدگه های تمرین بود چون سده بود نماینده و با کله رفت تو سینه های کوک
+ ببخشید فرمانده حواسم نبود
تهیونگ با اینکه پاش پبچ خورد و درد مبکرد از کوک معذرت خواعی کرد ولی برعوس تثوارتش کوک برگه هارو جمع کرد و بهش داد و گفت
_ همیشه جوری رفتار میکنی انگار چیزیت نشده
+ جان
_ پات
+ آها یکم درد میکنه
_ کلا کبود شده بچه
+ اوه دقت نکردم فرمانده بازم ببخشید
خواست بره که درد پاش بهش فسار اورد و نزدیک بود بیوفته که کوک اون و گرفت
_ اره خیلی خوبی
با کنایه گفت و جیمین و یونکیو چا وو نین که خر ذوق صده بودن و جیمین بومگیو که برای بار هزارم داشتن عکس مبگرفتن که جیمین به وو گفت گمشو برو پیشش تا ریپ نزده
* ته خوبی
+ اره وو
* کور نبودی که اینم شدی
+ دهنت سرویس
_ شما رل نبودین ؟
+ عا دیدیم رفاقت بیستر از رل بودن بهمون میخوره کات کردیم
_ اوم عالی مراقب پات باش
+ ممنون فعلا
.
.
.
+ چندتا عکس گرفتین
♡ هزارتاااااا
* صحنه خیلی رمانتیک بود آح قلبم
× واییی ته دیدی بهت اهمیت داد
+ کوفت هیونگ همیشه مودی بوده
■ کیم تهیونگ
.......
_____________________________
ببخشید بابت تاخیرم معذرت بخدا اگه بدونین چندبار پست آپ میکرد باز پاک میشد
لایک ۵۰
کامنت ۵۰
بازنشر ۱۴
دوستتون دارم فعلاااا 🫠
- ۷.۴k
- ۱۸ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط