فیک { خاکسترِ نعنا } 𝗉.𝟪
فیک { خاکسترِ نعنا } 𝗉.𝟪
جیمین و سوهو توی ماشین نشسته بودن و سوهو داشت به سمت خونه یونگی حرکت میکرد
- هیونگ میشه بریم رنگ برای موهام بخریم؟
جیمین گفت و دستی به موهاش کشید
- اوه اره البته اتفاقا میخواستم بهت بگم ریشه ی موهای مشکیت در اومده
سوهو لبخندی زد و جیمین هم از همون لبخند های همیشگیش زد که باعث میشد چشماش گم بشن؛
تقریبا پنج دقیقه بعد رو به روی فروشگاهی توقف کردن و وارد و فروشگاه شدن و به سمت قفسه ی رنگ موها رفتن
- هیونگ بنظرت همین نارنجی بزنم یا یه رنگ دیگه؟
- مثلا چه رنگی؟
سوهو گفت و با کنکجاوی به قفسه ها نگاه کرد
- آم مثلاااا بلوند
سوهو خنده ای کرد و گفت
- هی جیمین ما عادت کردیم بهت میگیم نارنگی موهاتو بلوند کنی چی بهت بگیم؟ نون خامه ای؟
جیمین مشتی نه چندان محکم به بازوی هیونگش زد و زیر لب فا//ک بهت رو زمزمه کرد و چشمی چرخوند
- خیلی خب نارنجی رو بر میدارم
*فلش بک، خونه ی جیمین و یونگی*
- ممنونم هیونگ همینجاست
- واو خونش بزرگه
سوهو گفت و نگاهی به خونه انداخت
جیمین لبخندی زد و اره ای گفت
- خب کله نارنجی مراقب خودت باش
جیمین باشه ای گفت و بعد از خداحافظی به سمت درِ خونه رفت
کلیدش رو از جیبش در اورد و در رو باز کرد، خونه بر خلاف حدسش، تاریک بود و یونگی نبود
چراغ هارو روشن و چند بار اسم یونگی رو صدا زد تا مطمئن بشه یونگی هست یا نه
- یونگی؟ یونگییییی؟
خب مشخص شد کسی جز خودش خونه نیست، بیخیال شد و به سمت اتاقش رفت
*فلش بک 1 ساعت بعد*
یونگی در خونه رو باز کرد و وارد خونه شد، چراغ ها روشن بودن و یونگی متوجه شد جیمین برگشته و بی هیچ فکری به سمت اتاق جیمین رفت و در رو باز کرد و خودش رو توی اتاق پرت کرد
- جیمین من برگش-
حرفش با دیدن جیمینی که ل//خت با حوله ای دور کمرش که توی دسشویی با در باز داره موهاش رو رنگ میکنه نصفه موند و با بهت و تعجب به پسر خیره شد و با لحن شاکی ای گفت
- جیمین محض رضای خدا چرا همیشه لخ//تی؟
جیمین نگاهی به پسر انداخت و چشمی چرخوند و با لحن شاکی تر جواب داد
- هی یونگ تو بدون در زدن میای تو اتاق بعد میگی من چرا لخ//تم؟
یونگی هم با همون لحن جواب داد
- منم بهت گفتم از در زدن خوشم نمیاد، حالا بیخیال داری چیکار میکنی؟
خنده ی کوتاه کرد و یکم، فقط یکم به جیمین نزدیک شد تا ببینه جیمین داره چیکار میکنه..
حمایت کنین گناه دارم😭💞
#جونگکوک #کوک #جیمین #نامجون #تهیونگ #وی #جین #شوگا #یونگی #جیهوپ #فیک_بی_تی_اس #بی_تی_اس #یونمین #تهکوک #نامجین #فیک_یونمین #بنگتن
جیمین و سوهو توی ماشین نشسته بودن و سوهو داشت به سمت خونه یونگی حرکت میکرد
- هیونگ میشه بریم رنگ برای موهام بخریم؟
جیمین گفت و دستی به موهاش کشید
- اوه اره البته اتفاقا میخواستم بهت بگم ریشه ی موهای مشکیت در اومده
سوهو لبخندی زد و جیمین هم از همون لبخند های همیشگیش زد که باعث میشد چشماش گم بشن؛
تقریبا پنج دقیقه بعد رو به روی فروشگاهی توقف کردن و وارد و فروشگاه شدن و به سمت قفسه ی رنگ موها رفتن
- هیونگ بنظرت همین نارنجی بزنم یا یه رنگ دیگه؟
- مثلا چه رنگی؟
سوهو گفت و با کنکجاوی به قفسه ها نگاه کرد
- آم مثلاااا بلوند
سوهو خنده ای کرد و گفت
- هی جیمین ما عادت کردیم بهت میگیم نارنگی موهاتو بلوند کنی چی بهت بگیم؟ نون خامه ای؟
جیمین مشتی نه چندان محکم به بازوی هیونگش زد و زیر لب فا//ک بهت رو زمزمه کرد و چشمی چرخوند
- خیلی خب نارنجی رو بر میدارم
*فلش بک، خونه ی جیمین و یونگی*
- ممنونم هیونگ همینجاست
- واو خونش بزرگه
سوهو گفت و نگاهی به خونه انداخت
جیمین لبخندی زد و اره ای گفت
- خب کله نارنجی مراقب خودت باش
جیمین باشه ای گفت و بعد از خداحافظی به سمت درِ خونه رفت
کلیدش رو از جیبش در اورد و در رو باز کرد، خونه بر خلاف حدسش، تاریک بود و یونگی نبود
چراغ هارو روشن و چند بار اسم یونگی رو صدا زد تا مطمئن بشه یونگی هست یا نه
- یونگی؟ یونگییییی؟
خب مشخص شد کسی جز خودش خونه نیست، بیخیال شد و به سمت اتاقش رفت
*فلش بک 1 ساعت بعد*
یونگی در خونه رو باز کرد و وارد خونه شد، چراغ ها روشن بودن و یونگی متوجه شد جیمین برگشته و بی هیچ فکری به سمت اتاق جیمین رفت و در رو باز کرد و خودش رو توی اتاق پرت کرد
- جیمین من برگش-
حرفش با دیدن جیمینی که ل//خت با حوله ای دور کمرش که توی دسشویی با در باز داره موهاش رو رنگ میکنه نصفه موند و با بهت و تعجب به پسر خیره شد و با لحن شاکی ای گفت
- جیمین محض رضای خدا چرا همیشه لخ//تی؟
جیمین نگاهی به پسر انداخت و چشمی چرخوند و با لحن شاکی تر جواب داد
- هی یونگ تو بدون در زدن میای تو اتاق بعد میگی من چرا لخ//تم؟
یونگی هم با همون لحن جواب داد
- منم بهت گفتم از در زدن خوشم نمیاد، حالا بیخیال داری چیکار میکنی؟
خنده ی کوتاه کرد و یکم، فقط یکم به جیمین نزدیک شد تا ببینه جیمین داره چیکار میکنه..
حمایت کنین گناه دارم😭💞
#جونگکوک #کوک #جیمین #نامجون #تهیونگ #وی #جین #شوگا #یونگی #جیهوپ #فیک_بی_تی_اس #بی_تی_اس #یونمین #تهکوک #نامجین #فیک_یونمین #بنگتن
- ۱۵۱
- ۱۷ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط