{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شهادت آسمان را نردبان بود

شهادت آسمان را نردبان بود
چرا برداشتند این نردبان را؟
چرا بستند راه آسمان را؟
مرا پایی به دست نردبان بود
مرا دستی به بام آسمان بود
تو بالا رفته ای من در زمینم
برادر، روسیاهم، شرمگینم
مرا اسب سپیدی بود روزی
شهادت را امیدی بود روزی
دیدگاه ها (۱)

تقدیم به زندگیم:ای نوگل باغ زندگانیای برتر و بهتر از جوانیای...

نیکزادافرسی نیا هرسین خلاصی و روحیه ی اسب پا شکسته

.#حکایت_آموزنده روزی ابلیس نزد فرعون رفت. فرعون خوشه‌ای انگو...

🎦نگاهی به زندگی پربار آیت الله شبیری زنجانی🔴 بخشی از پیام آی...

پدرم نیست ...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

حالا که اسب‌های سینه‌ام سرکشی نمی‌کنند، اکنون که طوری آرام گ...

روز‌های زندگی‌ام گرم می‌گذرد با تو، به گرمای لحظه‌هایی که تو...

تقدیم به محضرمبارک حضرت جانانم🧿🫀💕دودلم اول خط نام خدا بنویسم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط