{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۲۴

پارت ۲۴


N:"کدوم گوری منو میبری؟ اشغال بذار برگردم تا نکشتمت."
M:"وای بچه عامل همه بدبختیا تویی. میبرمت ازمایشگاه."
وقتی ناروتو وارد ازمایشگاه شد، فهمید صد برابر از اسایشگاه بدتر و سختگیرانه تر است. همان اول کاری بهش دستبند زدند، ولی نه دستبند عادی، به حرکات غیر عادی واکنش نشان میداد و شوک الکتریکی وارد میکرد. همه جا پر از لوله و تخت های جور وا جور و دستگاه هایی بود که ناروتو تو عمرش ندیده بود. پرستار هایی که انجا کار میکردند هم با اسایشگاه فرق داشتند و به طرز افتضاحی حس بد منتقل میکردند. قلب ناروتو نزدیک بود از دهنش بزند بیرون:"اینجا...چه خبره؟ دقیقا اینجا چه ازمایشی میکنید؟"
مادارا دستکش های پلاستیکی برداشت و دستش کرد:"کوراما، دنبال اینه که تو همیشه امن باشی و پیشش بمونی، مگه نه؟ این یه نوع محافظت وسواسیه. کسایی که توهمشون، یه حیوونه...همشون یه موجود محافظت کننده از خودشونو دارن. ما دنبال اینیم که یجوری، بدون اینکه بیماری حساب بشه، این موجوداتو توی بدن مقامات هم بذاریم تا موقع خطر بتونن از خودشون دفاع کنن."
ناروتو که هیچی نمیفهمید یک قدم رفت عقب:"این چرت و پرتا چیه؟ مگه ممکنه اصن؟"
M:"هر چیزی ممکنه. هر چیزی."

ساسکه مدام داشت دور و ور اتاق رژه میرفت، با اینکه سردرد نزدیک بود بکشدش:"پدسگ ورداشت ناروتو رو برد. دستم برسه بهش گردنشو میشکونم."
O;"انقدر راه نرو ساسکه، بشین با هم یه فکری بکنیم."
K:"اره، هممون جمع شدیم اینجا یه خاکی بریزیم تو سرمون."
ساسکه، همراه اوبیتو و کاکاشی و ایتاچی نشسته بودند توی دفتر تا یک راه حلی چیزی جور کنند. اوبیتو توی کامپیوتر گشت:"اگه اون فیلمه که یارو ناروتو رو کتک زد بفرستیم برای مقامات، دلیل موجه ای هست که اخراجت نکنن؟"
Sa:"الان اخراجی منو ول کن، ناروتو رو بردن. الان میبرن اون لوله ها رو وصل میکنن بهش."
کاکاشی فکر کرد و یک کاغذ کشید جلو:"اگه دزدکی بریم تو چی؟ هر چی هم که فکر کنی نمیشه جلو مادارا و اون یاهیکو وایساد."
I:"بچه ها، عاقلانه فکر کنید. ما که دزد نیستیم، کل دوربینا میگیرنمون."
Sa:"پس با زور وارد میشیم."
I:"ساسکه؟ تو که احمق نبودی، بشین ببینم"
ولی ساسکه خون به مغزش نمیرسید و هر چی که فکر میکرد سر و تهش به ناروتو هم می امد.
بعد نقشه کشیدند:
قرار شد ایتاچی که کلا داخل اسایشگاه کار نمیکرد و مربوط به بیمارستان بغلی بود، راجب کیفیت بد دستگاه ها با صندوق صحبت کند.
از انطرف، کاکاشی و اوبیتو و ساسکه از راه تهویه هوای پشت سر ایتاچی، وارد ساختمان میشدند.
کاکاشی و اوبیتو هر جوری که میتوانند، پرستار های جلوی اتاق ازمایش را معطل کنند.
ساسکه وارد اتاق بشود و ناروتو را بردارد و الفرار (میخوام نذارم نجاتش بده ولی میدونم جرم میدین)

I:"اوکی، نقشه برا همتون افتاد؟"
Sa, K,O:"اره، بریم ناروتو رو در بیاریم."
قرار شد امشب راه بیفتند که تا قبل از ازمایش برسند. کاکاشی کلا یک لباس سر تا پا پوشیده پوشید و یک کلاه هم گذاشت که کثیف نشود.
Sa:"شبیه فضانوردا شدی. بیا، اینم سلاحت."
و یک شوکر میله ای داد به کاکاشی.
K:"به به خوشمان امد."
اوبیتو با ذوق پرید جلو:"به منم یه سلاح خفن بده."
ساسکه پوزخند زد و یک چوب گلف گذاشت توی دست های او:"بفرمایید، شوالیه شجاع."
قیافه اوبیتو وا رفت:"با این سگم نمیشه زد."
Sa:"خلاق باش مرد."
اوبیتو چشم هایش را تنگ کرد:"تنها خلاقیتی که به ذهنم میرسه اینه که بکنمش تو کوچه های شهر تک تکتون."
Sa:"بی ادب بی نزاکت."
دیدگاه ها (۱۵)

پارت ۲۵N:"این چه کار کثیفیه؟! با این احمق بازیا که نمیشه. کو...

پارت ۲۳ساسکه که از بیمارستان بغلی مرخص شد، ایتاچی برگه های ت...

پارت ۲۲N:"ععععععععع اخه این چه داستانی بود نشستی واسه من تعر...

پارت ۱۴مادارا چند لحظه به ساسکه خیره ماند، چشم های تیره اش ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط