{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من به مادَرَت هم حسودی ام میشود...

من به مادَرَت هم حسودی ام میشود...
موهای ژولیده ات
صورتِ پُف کرده ات
غُرولندِ اولِ صبحت؛
دیدنِ تمامِ اینها،
صبحِ اولِ وقت،
آخ که عجیب میچسبد!
دیدگاه ها (۱)

سوگند به نامتکه تو آرامِ منی . . . . . . .

بیقَرار عشق در یک جا نمی گیرد قرارکوه اگر لَنگر شود دریا نمی...

محفل آریاییتان طلایی دلهایتان دریایی شادیهایتان یلداییپیشاپی...

پرسه در جنگل... صبح...نور ملایم خورشید اتاق را روشن کرده بود...

ا🌑 وارث سایه‌ها — پارت ۲۶«پدر»ات هنوز به درِ سیاه خیره مانده...

مردی در ساحل...[پارت نهم]خورشید آرام‌آرام پایین‌تر می‌رفت.نو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط