گرم تر از آفتاب

گرم تر از آفتاب
ظهر تابستانی
مرا در تب
خود میسوزانی،
اما نمی دانی
"همواره"
عطش دارم به
سوختن در دستانت،
و بال و پر
می گشایم
از اوج
آسمان "چشمانت"؛

#سعید_اردلان
دیدگاه ها (۱)

عاشقانه

💙تو می‌دانی من چقدر ذوق دارم برایپاییز؟ برای خنکای عصرهنگام ...

داستان کودکانه «راز پروانه‌ی کوچک و مهمان ناخوانده» به نویسن...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②④_بخش دوم_کنارم می‌ایستد.برای د...

پرنده گاوچرانک دم‌نواری یا همان Bar-tailed Godwit با وزن حدو...

داستان کودکانه «جادوی لبخند در قصر سایه‌های خاکستری» به نویس...

دلم می‌خواست برگردم به همان عصر تابستانی که داشتم توی حیاط و...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❺_بخش سوم_سوروس_وای...او با دست خودش برای کف کلب...

***آرومم تو که باهامی...* مجسمه باهوش مصنوعی.ملکه خوب ها

سناریو: ماه سرخ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط