{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تمام زندگی اش را

تمام زندگی اش را
در چشمان او میدید
نه این که چشمانش خیلی درشت بود
نگاهش وسعتی داشت
به اندازهٔ یک اقیانوس
هر بار در چشمانش خیره می شد
صدها قایق امداد
برای یافتن او اعزام می شدند
و تا سحر بیهوده جستجو می کردند
صبح که می شد
امواج ، تن بی جانش را به ساحل می آوردند

#اسم‌من‌دلقک
دیدگاه ها (۱)

p5

نام=)سایه مافیا### پارت دوازدهم: مرهمِ برآمده از تیغسکوتی سن...

فعلا نیک نیم نداره

007-پنهان در مه - پارت ۷۴

چپتر نهم

Not destined

FLOWES

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط