{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باز طلوع آفتاب و پرت شدن به ورطه بیداری

باز طلوع آفتاب و پرت شدن به ورطه بیداری
من اصلا میل به بیدارشدن ندارم
در خواب دارمت و نیستی کنارم به وقت هوشیاری
ای لعنت به من لعنت به یادت که
شب یک جور و روز جوری دیگر مرا میسوزانی

#فرهاد_فرهادی
دیدگاه ها (۱)

گرم تر از آفتاب ظهر تابستانیمرا در تبخود میسوزانی،اما نمی دا...

صبح طلوع آفتاب استدر نگاه تو و من بزرگترین مزرعه آفتاب گردان...

تمام زندگی اش رادر چشمان او میدیدنه این که چشمانش خیلی درشت ...

زندگی، قبل از هرچیز زندگی ست. گل می خواهد، موسیقی می خواهد، ...

آنگاه بود که فهمیدم بعد از سال ها فهمیدم که رویایی در بیداری...

𝓣𝓱𝓮 𝓫𝓵𝓸𝓸𝓭𝔂 𝓼𝓲𝓰𝓷𝓪𝓽𝓾𝓻𝓮 𝓸𝓯 𝓵𝓸𝓿𝓮امضای خونین عشقpart³⁰کاملیا درحا...

اعتماد پارت|۱۳۹|

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط