{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بــا چـشــمون خـــیـــس ■┅

بــا چـشــمون خـــیـــس ■┅

دنـبـالِ سنـگ قـبـرم مـیـگـشـت ■┅

امـا یـادش نـبـود روزے ڪــه ■┅

بهــــــم گـــــــــــفت ■┅

گـــــــورتو گُم ڪـــن ■┅
دیدگاه ها (۱)

😲

😐

منو ❤ نگار❤ جونم همین الان یهویی😊

احساس خفگی میکنم!!!!بغض گلویم را رها نمیکند!!!عه...!!تیشرتمو...

پارت ۶#پشت غرورتاما از وقتی از کافه بیرون اومده بود، یه حس ع...

تک پارتیدر نبود کاچان چگونه از خود دفاع کنیممیدوریا توی حیات...

گاهی آدمدلتنگِ ڪسی می‌شودڪه حتی حق ندارددلتنگش باشدڪسی ڪه اگ...

پارت ۱۷ #پشت غرورتاِما هنوز داشت به صفحه‌ی لپ‌تاپ نگاه می‌کر...

پارت⁸ویو فریتنبیشون این بود که بود که باید ۱۰ دقه صندلی میشس...

پارت ۱۴ پشت غرورتاِما چند ثانیه به پیام خیره موند.دوباره گوش...

پارت ۱۰ ویو جیسونگ وقتی به اون عمارت رسیدیم خیلی ریلکس و پرو...

پارت ۱۹ #پشت غرورتاِما هنوز کنار لیام ایستاده بود.صدای اون م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط