پارت⁸
پارت⁸
ویو فری
تنبیشون این بود که بود که باید ۱۰ دقه صندلی میشستن
هرکی میومد بالا بهش آب میپاشیدن
لیلی.
دلم درد گرفته بود اینقدر که خندیده بودم
لیا کامل خیس شده بود اما تهونگ نه
جین.کوک بسه دیگه بیا کار مهم دارم
جین رفت پشت عمارت ارباب هم کنجکاو رفت لیا بدبخت هم خیس بود رفت دوش بگیره
منم رفتم به سراغ وونا ازش خبر نداشتم و خیلی وقت بود ندیده بودمش
دلم براش تنگ شده بود دختر خررر
زخمم هنوز میسوخت اما خب باید تحمل میکردم جین بهم گفت هر وقت احساس کردی داری اذیت میشی بهم بگو اما روم نمیشد اون دوتا خیلی مهربون بودن مخصوصا جین
جدا از فکر راه افتادم ....
کوک.
دنبال جین رفتم
کوک. کار مهم چی بود؟.جدی.
جین.لیلی اوضاش خیلی بده چه از نظر روحی چه از نظر جسمی
هوسوک گفت حتما باید استراحت کنه
بزار یه دو روز استراحت کنه
کوک.دو روززز؟
جین.آره دو روز چیزی نیس تو که این همه خدمتکار داری
کوک.نمیشه.
جین.خب چرا؟
کوک. چون..........ادامه دارد.
شرطا رو نرسوندید ولی گذاشتم
یه کم سرم شلوغه درک کنید
شرط
۱۵لایک
۱۳تا کامنت
۴تافالو
بازنشر هرچی دوست دارین
دوستون دالم بوس بوس 💋
شب بخیر 🌙
ویو فری
تنبیشون این بود که بود که باید ۱۰ دقه صندلی میشستن
هرکی میومد بالا بهش آب میپاشیدن
لیلی.
دلم درد گرفته بود اینقدر که خندیده بودم
لیا کامل خیس شده بود اما تهونگ نه
جین.کوک بسه دیگه بیا کار مهم دارم
جین رفت پشت عمارت ارباب هم کنجکاو رفت لیا بدبخت هم خیس بود رفت دوش بگیره
منم رفتم به سراغ وونا ازش خبر نداشتم و خیلی وقت بود ندیده بودمش
دلم براش تنگ شده بود دختر خررر
زخمم هنوز میسوخت اما خب باید تحمل میکردم جین بهم گفت هر وقت احساس کردی داری اذیت میشی بهم بگو اما روم نمیشد اون دوتا خیلی مهربون بودن مخصوصا جین
جدا از فکر راه افتادم ....
کوک.
دنبال جین رفتم
کوک. کار مهم چی بود؟.جدی.
جین.لیلی اوضاش خیلی بده چه از نظر روحی چه از نظر جسمی
هوسوک گفت حتما باید استراحت کنه
بزار یه دو روز استراحت کنه
کوک.دو روززز؟
جین.آره دو روز چیزی نیس تو که این همه خدمتکار داری
کوک.نمیشه.
جین.خب چرا؟
کوک. چون..........ادامه دارد.
شرطا رو نرسوندید ولی گذاشتم
یه کم سرم شلوغه درک کنید
شرط
۱۵لایک
۱۳تا کامنت
۴تافالو
بازنشر هرچی دوست دارین
دوستون دالم بوس بوس 💋
شب بخیر 🌙
- ۱۰۹
- ۲۰ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط