{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

''سالها می گذرد ، ده سال؛ یا اندکی بیشتر؛ اینستاگرام هم م

''سالها می گذرد ، ده سال؛ یا اندکی بیشتر؛ اینستاگرام هم مثل فیس بوک و وبلاگ و وی چت ، از رده خارج می شود ، سالها می گذرد و شاید ما از خیر عکس گذاشتن ها و فیلم گذاشتن ها و پست گذاشتن های مجازی بگذریم ، از خیر این که ناراحتی کنیم و عکس بگذاریم و به بقیه حالی کنیم ما ناراحتیم ، از خیر این که با اصرار به کسی توی پست هایمان بفهمانیم دلتنگیم؛ کاری به این ندارم که چه راه جدیدتری برای گفتن حس ها و حرف هایمان پیدا میکنیم ، کاری ندارم از دنیای مجازی به چه چیزی کوچ میکنیم ، کاری به این ندارم که سالها بعد چه طوری میخواهیم از خودمان و حال و روزمان بگویم و اصلا سالها بعد ترجیح میدهیم همچنان حس هایمان را به کسی بگوییم ؟ یا نه ،
می خواستم بگویم شاید ده سال بعد ، من توی نشیمن خانه ام مشغول روزنامه خواندن باشم ، دخترم بپرد وسط پذیرایی و داد بزند : بابا تو اون موقعها اینستاگرام داشتی ؟ .. ، یادم نیاید پسوردم چه بود ، یادم نیاید چندتا فالوور داشتم ، فقط یادم بیاید آن روزها توی پست هایم میخواستم به چه کسی بگویم : 'امروز که بدون تو گذشت چه حسی دارم' ، روزنامه را باز بگذارم و به گذشته ام خیره شوم ...
مراقب خاطراتی که امروز برای ده سال بعدمان میسازیم باشیم
دیدگاه ها (۳)

آقا تو را گم کرده ام:-(

نیست یک ساعت قرار این جان بی آرام را...یارب! آن آرام جان بی ...

منطقی حرف زدن با بعضی ها،..........حتی از پوشیدن دمپایی لا ا...

دستی به قلم دارم,,,دستی به دلم داری,,,,همدست شوند این دو محش...

اینو خیلی وقت پیش کشیدم حس پست کردن نبود🗣الان چون گالریم در ...

سلام ، من همون طوری که از مولای متقیان آقا حضرت امیرالمؤمنین...

내 생일 축하해.🎂امروز یه سال دیگه به سال های زندگیم اضافه شد :))))...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³پانزده سال بعد...رینا ب...

خب... دوباره مدرسه شروع شد.میدونم خیلی هاتون قراره اف بزنین ...

آومدم فقط یک بار به جای دفتر خاطراتم اینجا حرف بزنم

پارت ۵۵خورشیدِ صبحگاهی به آرومی از پرده‌هایِ سنگینِ اتاقِ طب...

پارت ۱ویو آلیاتوی بالکن پنت‌هاوسم نشسته بودم و به گردنبندی ک...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط