عاقبت از غم معشوق حکایت کردم
عاقبت از غم معشوق حکایت کردم
نزد قاضی شدم و طرح شکایت کردم
قلب من شاکی و او متهم و بنده وکیل
جرم هم ، سرقت و اینگونه روایت کردم
که دلم را بربوده است و برآن زخم زده است
طلب حبس و مجازات جنایت کردم
طول درمان و شهود و همه مدرک جرم
ضم و پیوست گواهی جراحت کردم
شرح شکوائیه را گفتم و با قطع و یقین
ادعای دیه و بحث خسارت کردم
ضمن یک لایحه از بیم تجری ، طلب
التزام و سند و جلب و کفالت کردم
گفت قاضی که تو خود مجرمی ازمنظرعشق
من از این نحوه ی دعوای تو حیرت کردم
تو ندانی که بود جرم، شکایت از یار؟
گر تو را دار زنم ، باز رعایت کردم.
نزد قاضی شدم و طرح شکایت کردم
قلب من شاکی و او متهم و بنده وکیل
جرم هم ، سرقت و اینگونه روایت کردم
که دلم را بربوده است و برآن زخم زده است
طلب حبس و مجازات جنایت کردم
طول درمان و شهود و همه مدرک جرم
ضم و پیوست گواهی جراحت کردم
شرح شکوائیه را گفتم و با قطع و یقین
ادعای دیه و بحث خسارت کردم
ضمن یک لایحه از بیم تجری ، طلب
التزام و سند و جلب و کفالت کردم
گفت قاضی که تو خود مجرمی ازمنظرعشق
من از این نحوه ی دعوای تو حیرت کردم
تو ندانی که بود جرم، شکایت از یار؟
گر تو را دار زنم ، باز رعایت کردم.
- ۷۵۶
- ۰۶ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط