{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ناز چشمان قشنگت اینچنین مستم نکن

ناز چشمان قشنگت اینچنین مستم نکن
گوشه ی میخانه ها با باده پیوستم نکن

من به اغوش تو بدجوری که عادت کرده ام
یا که پا بندم نکن یا رفته از دستم نکن

در افق های نگاه تو که من گم بوده ام
با ستمهای زبانت اینچنین سختم نکن

چون سحر با بوسه هایت روزه هایم دیدنی ست
وقت افطاری که شد با باده هم بستم نکن

اخر ای عالیجناب قصه های این غزل
با نفسهای خودت اما چنین مستم نکن ..
دیدگاه ها (۴)

بت بی نقش و نگارم جز تو یار ندارمتویی آرام دل من مبر ای دوست...

شدہ عشقے بہ دلت باشد و انڪار ڪنےیا ڪہ از بودن او در دلت اقرا...

عاقبت از غم معشوق حکایت کردم نزد قاضی شدم و طرح شکایت کردمقل...

عاقبت در قفس عشق گرفتار شدم دیدم آن خال لبت سخت خریدار شدم چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط