part 19
part 19
مین هی.مثلا بغلش کن یک رابطه فیزیکی برقرار کن
تهیونگ.*از کمرش گرفتم و به سمت خودم کشیدمش و روبه روی صورت نگاه کردم و گفتم*مثلاً اینطوری
مین هی.آ آ ره خب ...ولم کن
هیچ حرکتی انجام نداد با دستام سعی کردم جداش کنم اما اون خیلی قوی بود
مین هی.چیک...
تهیونگ.هیششش میخوام یک چیزی بهت بگم
مین هی.چی
تهیونگ.پارک مین هی من کیم تهیونگ سوگند میخورم که تا آخر عمرم بهت خالصانه عشق بورزم و هرگز ترکت نکنم هیچ وقت میشه لطفاً منو به عنوان نامزدت قبول کنی
مین هی*زبونم بند اومده بود یعنی اون دختری که میگفت من بودم* و..ولی اون دختر...
تهیونگ.تو تو اون دختری
مین هی.*رومون برگردوندم *ولی تو ولیعهدی لیاقتت بیشتره از انتخابت پشیمون میشه
تهیونگ*سزشو برگردوندم* پارک مین هی من هرگز هیچ وقت پشیمون نمیشم هراتفاقی هم که بیوفته بازم من عاشق توهم لطفاً این فرصت رو بهم بده
مین هی.*بغلش کردم *
تهیونگ.این یعنی آره
مین هی.*از بغلش بیرون اومدم و سرمو بالا پایین کردم به معنی آره*
تهیونگ.*از خوشحالی محکم بغلش کردم و فشارش دادم * قول میدم پشیمونت نکنم
مین هی.البته اگه زنده بمونم
تهیونگ.چی
مین هی.داری لهم میکنی
تهیونگ.او ببخشید
ندیمه۱.بانوی مننن
ندیمه۲.بانوی من کجایید
تهیونگ.مثل اینکه شما خیلی خواطر خواه دارید
مین هی.اره خیلی ...باید برم
تهیونگ.فردا صبحونه پیش من بیای
مین هی.ولی...
تهیونگ.منتظرتم...حالا هم برو
مین هی.*پاشدم که برم ولی صبر کن برگشتم*
تهیونگ.چیشده
مین هی*بوسه ای روی گونش گذاشتم*شب بخیر
تهیونگ.شب...بخیر
چطور بود
امشب شاید تا آخر فصل اولش گذاشتم این فیک دو فصل داره
مین هی.مثلا بغلش کن یک رابطه فیزیکی برقرار کن
تهیونگ.*از کمرش گرفتم و به سمت خودم کشیدمش و روبه روی صورت نگاه کردم و گفتم*مثلاً اینطوری
مین هی.آ آ ره خب ...ولم کن
هیچ حرکتی انجام نداد با دستام سعی کردم جداش کنم اما اون خیلی قوی بود
مین هی.چیک...
تهیونگ.هیششش میخوام یک چیزی بهت بگم
مین هی.چی
تهیونگ.پارک مین هی من کیم تهیونگ سوگند میخورم که تا آخر عمرم بهت خالصانه عشق بورزم و هرگز ترکت نکنم هیچ وقت میشه لطفاً منو به عنوان نامزدت قبول کنی
مین هی*زبونم بند اومده بود یعنی اون دختری که میگفت من بودم* و..ولی اون دختر...
تهیونگ.تو تو اون دختری
مین هی.*رومون برگردوندم *ولی تو ولیعهدی لیاقتت بیشتره از انتخابت پشیمون میشه
تهیونگ*سزشو برگردوندم* پارک مین هی من هرگز هیچ وقت پشیمون نمیشم هراتفاقی هم که بیوفته بازم من عاشق توهم لطفاً این فرصت رو بهم بده
مین هی.*بغلش کردم *
تهیونگ.این یعنی آره
مین هی.*از بغلش بیرون اومدم و سرمو بالا پایین کردم به معنی آره*
تهیونگ.*از خوشحالی محکم بغلش کردم و فشارش دادم * قول میدم پشیمونت نکنم
مین هی.البته اگه زنده بمونم
تهیونگ.چی
مین هی.داری لهم میکنی
تهیونگ.او ببخشید
ندیمه۱.بانوی مننن
ندیمه۲.بانوی من کجایید
تهیونگ.مثل اینکه شما خیلی خواطر خواه دارید
مین هی.اره خیلی ...باید برم
تهیونگ.فردا صبحونه پیش من بیای
مین هی.ولی...
تهیونگ.منتظرتم...حالا هم برو
مین هی.*پاشدم که برم ولی صبر کن برگشتم*
تهیونگ.چیشده
مین هی*بوسه ای روی گونش گذاشتم*شب بخیر
تهیونگ.شب...بخیر
چطور بود
امشب شاید تا آخر فصل اولش گذاشتم این فیک دو فصل داره
- ۲.۵k
- ۲۰ شهریور ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط