{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تنفر قبل از عشقفصل پارت

《تنفر قبل از عشق》فصل ۲ پارت ۲
فردای آن روز آنیا مرخص میشود(به خاطر دامیان)
آنیا:ببین یه بار دیگه بخوای غلطی بکنی من میدونم با تو
دامیان:باشه حالا بیا لباسای مدرست و بپوش بریم مدرسه
رفتن مدرسه
بعضیا:نگاه کنید فورجر و دزموند با هم اومدن نکنه بینشون چیزی هست؟
آنیا سرخ میشه و از پیش دامیان میره که یدفعه یه پسره جلوی راهشو میگیره
آنیا:شما؟
پسره:من دیویدم و شما هم که آنیا فورجری نه؟شنیدم نامزد کردی اونم با دامیان دزموند حقیقته؟
آنیا:چ...چی معلومه که نه
پسره:اوه پس خیلی خوب شد الان دیگه نامزد من میشی
آنیا:ب..ببین دیوید م...من هنوز خیلی سنم کمه تو هم که سال بالایی هستی پس تو الان ۱۸ سالته دیگه نه؟ااا ببخشید من ۱۶ سالمه پس مزاحمم نشو
دیوید دست آنیا رو گرفت و کشید و گفت:کجا خانم خوشگله
بعدش آنیا دستاشو کشید و گفت
آنیا:ولم کنننن
دیوید:بیخیال دیگه عزیزم بیا اینجا مگه خودت نمیگی نامزد نداری؟
آنیا:خب من....
که یدفعه دامیان حرفش و قطع کرد
دامیان:چرا اون نامزد داره و نامزدشم منم مگه نه عزیزم؟
آنیا:چ...چی داری میگ...
دامیان چپ چپ به آنیا نگاه کرد
آنیا:اهم ...آره نامزدیم
که یدفعه یه دختره دیگه هم اومد بقل دیوید واستاد و گفت
دختره:یعنی عاشق همید
دامین و آنیا:آ..آره🍅
دختره:پس همین الان ببو*سش دزموند زود باش دیگه
آنیا:ها همو ببو*سیم؟🍅🍅
دامیان:آ...آخه🍅🍅🍅🍅🍅🍅
دیوید:راس میگه اگه نامزدشی باید ببو*سیش
همه ی بچه ها دور آنیا و دامیان جمع شدن
دیوید:بجنب چیشد؟
دامیان:(چاره ای نداریم)
آنیا ذهن دامیان و خوند(چییییی منظورش چیه چاره نداریم)
دامیان:خیلی خب آنیا درست مثل همیشه
و بعد کمر آنیا رو گرفت و آوردش سمت خودش
دامیان:بیا نشونشون بدیم چقدر عاشق همیم
و اومد جلو و......

پایان

آرهههههههههه به نظرتون چی میشه هاااا تو خماری بمونیددددد حیحیحیحیحیحی تا فردا پارت نمیدم
دیدگاه ها (۲۰)

عررررر کسی انگلیسی بلده😭😭😭😭

《تنفر قبل از عشق》فصل ۲ پارت ۳دامیان اومد جلو و قبل از اینکه ...

《تنفر قبل از عشق》فصل ۲ پارت ۱خلاصه دامیانو میاد سمت تخت آنیا...

《تنفر قبل از عشق》پارت ۱۰ویو آنیاوای وای وای وای وای باورم نم...

رمان حسم به تو....

spy×family فصل •2• پارت•4•انیا میگه هی آقای دزموند...درست صح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط