{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تنفر قبل از عشقفصل پارت

《تنفر قبل از عشق》فصل ۲ پارت ۳
دامیان اومد جلو و قبل از اینکه آنیا بخواد کاری کنه دامیان بو*سید*ش
آنیا:🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅
دامیان بعد از ۵ مین از آنیا جدا شد و رو به دیوید کرد و گفت:حالا باورت شد¿
دیوید:لعنتی!بیا بریم لوسی!
و بعد کم کم همه از اونجا رفتن
آنیا:د...دامیان چرا اون کار و کردی؟🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅
دامیان:چون دلم نمیخواد با کسی بری تو را***بطه
آنیا:آخه...خیلی راحت انجامش دادی🍅🍅🍅
دامیان:خب...آخه من...من دو.....
که یدفعه مارین(داداش آنیا)بدو بدو اومد سمتشون
آنیا:مارینننننننن😆
مارین:خواهری جونممممم من از اردو برگشتم(مارین یه افته رفته بود اردو)
آنیا:خوش برگشتی
مارین:خواهر از کی؟
دامیان و آنیا:ها؟
مارین:از کی با دامیان تو ر*ا*ب*طه ای؟
آنیا:ت...تو از کجا فهمیدی؟
مارین یه عکس و گرفت بالا
عکس آنیا و دامیان بود در حالی که داشتن همو م*یب*وسی*دن
دامیان:کی وقت کردن عکس بگیرن؟
مارین:همه جای مدرسه و کل شهر پخش شده که دامیان دزموند نامزد پیدا کرده
دامیان:لعنتی!من گند زدم جواب پدر و مادرمو چی بدم
آنیا:گفتم که دخالت نکن!
دامیان:خفه شو
آنیا:تو حق نداری اینطوری با من حرف بزنی
دامیان:دارم!به خاطر تو ی عو*ضی الان همه فکر میکنن من با یه دهاتی تو را*ب*طم
آنیا شروع میکنه به گریه کردن
آنیا:خیلی بدی حالم ازت بهم میخوره خودت اول منو بو&سی*دی
و بعد میدوئه و همونطوری که داشت گریه میکرد کم کم از اونجا دور میشه

پایان
دیدگاه ها (۹)

مهمممممم

مهمممممم

عررررر کسی انگلیسی بلده😭😭😭😭

《تنفر قبل از عشق》فصل ۲ پارت ۲فردای آن روز آنیا مرخص میشود(به...

رمان حسم به تو....

رمان حسم به تو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط