ادامه ی پارت رمان دختر شیطون بلا

ادامه ی پارت #11##4رمان 4 دختر شیطون بلا

ست لباس های آنا
از زبون آنا


زود لپ تاب رو بستم و بلند شدم یه دوش ده دیقه ای گرفتم موهام رو ساده بستم و لباس بیرونی هام رو تنم کردم و رفتم پایین
من-مریم خداحافظ میرم خونه ی سارا
حامد-اونوقت سارا کی باشه؟
من-سلام من خوبم
به ط هم ربطی نداره سارا کیه!!!

حامد-بهت که گفتم یه روزی مجبور میشی از در بیای داخل و حساب بیرون بودنتو به من پس بدی نگفتم؟
من- چرا گفتی
حامد-پس بهتره از همین الان عادت کنی
من- ام منم بهت گفتم خواب دیدی آخرش برات بد تموم میشه پس از تو رویا بیدار شو

منتظر جواب نمومدم و اومدم بیرون از اونجا که راننده همیشه منتظر من بود زود سوار شدم و گفتمبره خونه ی سارا و اونم بدون هیچ بله خیری راه افتاد

زنگ در رو فشار دادم
سارا-بفرماییید؟
من-انا هم درو باز کن
سارا-ا تویی آنا بیا داخل


بعد از گذشتن از حیاط پر گل وارد خونه شدم سارا در حالی که با حوله ی حموم بود دو لیوان اب پرتغال رو هم میزد
من-سلام بیشعور برو لباس بپوش آدم تحریک میشه
سارا-سلام آدم گوه میخوره تحریک میشه
من- به شوهرت اینجور چیزا بگی همون روز اول طلاق تو داده

سار- بهتر حالا بیا آبمیوه بخور که باید بریم کلی لباس بخریم

من- بهتر نیست به هانا و درنا هم بگیم بیان
سارا- زنگ زدم بهشون هانا گفت سر درده اصن شاید امشبم نیاد
درنا هم گفت آرایشگر خصوصی شون اومده و وقت نداره

من-پس ضعیفه اون آب پرتغال ا رو بیار که کلی خرج رو دستم انداخیتی(با لحن لاتی)

سارا- چشم اقامون

بعد از خوردن آب پرتغالا سارا یه دست لباس خوشگل پوشید و رو به سوی بیرون


لباس های سارا رو تو پست بعد گذاشتم

لایک و نظر فراموش نشه
دیدگاه ها (۱)

تریپ سارالایک و دنبال رمانمون یادتون رفت

Az en adma dost......

پارت#11##رمان 4 دختر شیطون بلا از زبون سارا سوپ...

از 1تا10چه امتیازی به رمان ما میدین؟دنبال کنین لطفا

روزی که شب میشه__________________________پارت 3 از زبون هانا...

چند پارتی لینو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط