بازی درخون
بازی درخون 🍷🗡
پارت پنجاه دو🍷🗡
پشت سرش راه می افتم
_با صبر من بازی نکن دختر؛ سیلی هات بیشتر مجابم میکنه بهت نزدیک بشم تا بخوام ازت دور بشم.
دندوناشو رو هم فشار میده
سمت پارکینگ اختصاصی من میره
با دیدن ماشینام حس میکنم دهنش باز میمونه
چشماش برق میزنه!
انگار ماشین خیلی دوست داره
+بریم؟
جوابی نمیده
بعد چند دقیقه برمیگرده سمت منو نگاهی بهم میندازه و میگه:
_هوی؟
ابروها مو میکشم تو هم
این دختر فاقد ادبه! چطوری جرعت میکنه اینطوری باهام حرف بزنه؟؛
+هوم؟ چی گفتی؟ نشنیدم..
انگار خودشم میفهمه باید با ادب تر باشه.
لب میزنه
_چیزه اسمت و نمیدونم آخه!
پوزخندی میزنم
+بهم بگو آقا دوست داشتنی!
مکث میکنه
خیره به چشمام میگه
_اسم اصلیت چیه؟
+مهمه؟
اوهومی میگه
لب میزنم
+کوروش!
حس میکنم ابروهاش بالا میره و وقتی به طرفش برمیگردم میبینم حدسم درسته!
داره با تعجب نگاهم میکنه
سرمو به نشونه ی چیه تکون میدم
صداش میاد
+بهت نمیخوره کوروش باشی!
تک خنده ای میکنم
_چطور
+بیشتر بهت میخوره غضنفری غلامعلی چیزی باشی!
پوزخندی میزنم
مثل خودش جواب میدم
_به توام میخوره سکینه ای اقدسی چیزی باشی..
بعد راه میوفتم
به اون که پشت سرم جا مونده میگم
+راه بیوفت! وگرنه از بیرون بردند پشیمون میشم.
صدای قدمای تندش میاد و جلوی روم قرار میگیره
با اخم به چشمای وحشیش نگاه میکنم
لب میزنه
+سوویچ و بده!
با تعجب میگم
_سوییچ؟ برای چیته؟
پارت پنجاه دو🍷🗡
پشت سرش راه می افتم
_با صبر من بازی نکن دختر؛ سیلی هات بیشتر مجابم میکنه بهت نزدیک بشم تا بخوام ازت دور بشم.
دندوناشو رو هم فشار میده
سمت پارکینگ اختصاصی من میره
با دیدن ماشینام حس میکنم دهنش باز میمونه
چشماش برق میزنه!
انگار ماشین خیلی دوست داره
+بریم؟
جوابی نمیده
بعد چند دقیقه برمیگرده سمت منو نگاهی بهم میندازه و میگه:
_هوی؟
ابروها مو میکشم تو هم
این دختر فاقد ادبه! چطوری جرعت میکنه اینطوری باهام حرف بزنه؟؛
+هوم؟ چی گفتی؟ نشنیدم..
انگار خودشم میفهمه باید با ادب تر باشه.
لب میزنه
_چیزه اسمت و نمیدونم آخه!
پوزخندی میزنم
+بهم بگو آقا دوست داشتنی!
مکث میکنه
خیره به چشمام میگه
_اسم اصلیت چیه؟
+مهمه؟
اوهومی میگه
لب میزنم
+کوروش!
حس میکنم ابروهاش بالا میره و وقتی به طرفش برمیگردم میبینم حدسم درسته!
داره با تعجب نگاهم میکنه
سرمو به نشونه ی چیه تکون میدم
صداش میاد
+بهت نمیخوره کوروش باشی!
تک خنده ای میکنم
_چطور
+بیشتر بهت میخوره غضنفری غلامعلی چیزی باشی!
پوزخندی میزنم
مثل خودش جواب میدم
_به توام میخوره سکینه ای اقدسی چیزی باشی..
بعد راه میوفتم
به اون که پشت سرم جا مونده میگم
+راه بیوفت! وگرنه از بیرون بردند پشیمون میشم.
صدای قدمای تندش میاد و جلوی روم قرار میگیره
با اخم به چشمای وحشیش نگاه میکنم
لب میزنه
+سوویچ و بده!
با تعجب میگم
_سوییچ؟ برای چیته؟
- ۳.۱k
- ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط