{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازی درخون 🍷🗡

بازی درخون 🍷🗡
پارت پنجاه یک🍷🗡



با حرص دستشو گرفت
+بی ادب نشو کبوتر! من زبون بی ادبارو خوب بلدما...

با زبون درازی گفت
_هیچ غلطی نمیتونی بکنی!

دستشو گرفت و کشیدم سمت خودم و تا به خودش بیاد کاری کردم که از هیجان به نفس نفس افتاد

شوکه بود
نمیدونست چیکار کنه ، گاز محکمی گرفتم و کنار کشیدم که اشک تو چشماش جمع شد

دستشو بالا برد و با کاری که کرد صورتم کج شد
اون بهم سیلی زده بود!

به من ، بی زحمت این خلافکار

ولی از سیلیش بدم نیومد
اون سیلی منو وادار میکرد دوباره برم سمتش
دوباره بوسه ای روی اون قرمزای نفس گیر بزارم.

خب منم مرد بودم
لازم داشتم

محکم مشت زد بهم
+تو به چه حقی منو ب و سیدی؟

تای ابرومو بالا انداختم
_از این به بعد هروقت حرف منو گوش ندی اینطوری تنبیه میشی!!!

حیرت زده خندید
نگاهی از سر تا پام انداخت و گفت

+تو یه حیوونی.
دیدگاه ها (۴)

بازی درخون 🍷🗡پارت پنجاه دو🍷🗡پشت سرش راه می افتم _با صبر من ب...

بازی درخون 🍷🗡پارت پنجاه سه🍷🗡چشماشو تنگ می‌کنهسرشو کج می‌کنه ...

مرسی چشااا🥺♥

مرسی عزیزم🥺♥

✓لط..لطفا...منو ببخش..غلط کردم..گوه خوردم..دیگه هیچ وقت نمیگ...

حصار گل سرخقسمت یازدهم_باشه ولت نمیکنم.نفستو نگهدار میخوایم ...

سکوت پیستPart:⁶⁸به سکسکه افتاده بودم دستشو از جلوی دهنم بردا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط