{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازی درخون

بازی درخون 🍷🗡
پارت پنجاه سه🍷🗡



چشماشو تنگ می‌کنه

سرشو کج می‌کنه
درست مثل یه گربه خودشو لوس می‌کنه.
+من رانندگی کنم!

اون رانندگی میکرد؟
خطرناک بود نه؟

یه دختر بچه پشت رول بشینه اونم وقتی محافظ ندارن!

نچ، نمیشد .
+نه!

مظلوم تر ادامه داد
_خواهش میکنم، لطفاا

دندونام و رو هم فشار دادم
وقتی اینطوری داشت خواهش میکرد مگه میتونستم بگم نه؟

سوییچ و دادم دستش
+خط رو ماشینم نیوفته!!!

سوییچ و از دستم گرفت و ذوق زده ریموت و زد که ماشین صدا داد

با چشمایی که برق میزد سمتش حرکت کرد
+فراری؟

لبخند کجی زدم
_دوست داری؟

با چشمای درشت شده از هیجان گفت
+عاشقشم!
دیدگاه ها (۴)

بازی درخون 🍷🗡پارت پنجاه چهار🍷🗡تو دلم گفتم عاشق منم‌میشی دختر...

بازی درخون 🍷🗡پارت پنجاه پنج🍷🗡اخم کرد :انگار از اینکه ازش تعر...

بازی درخون 🍷🗡پارت پنجاه دو🍷🗡پشت سرش راه می افتم _با صبر من ب...

بازی درخون 🍷🗡پارت پنجاه یک🍷🗡با حرص دستشو گرفت +بی ادب نشو کب...

وقتی رسیدم خونه جونگکوک رفت درو زدم که مامان درو باز کرد£سلا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط