{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اولین عشق

اولین عشق
پارت۲
از زبان دامیان :
دیدم اون کله صورتی تنها نشسته برای همین رفتم بهش کرم بریزم چون بکی کنارش نبود رفتم بالا سرش که یهو پرید ردم و بغلم کرد و اون لحظه درست مثل لبو شده بودم [برادر در آینده با نقشه هندلر چه میکنی🤣☠️]


از زبان آنیا :
پریدم روی به خیال خودم بکی اما وقتی سرم روبالا آوردم بالا فهمیدم که وایی اون کسی روش پریده بودم درواقعه پسر دوم بوده سریع از بغلش اومدم بیرون و گفتم:خیلی خیلی ببخشید اشتباهی فکر کردم بکی هستی...
دامیان :نه نه اشکالی نداره
از زبان آنیا :
داشتم در میرفتم که بکدفعه یه چیزی ذهنمو درگیر کرد برخورد پسر دوم خیلی دوستانه و متفاوت تر از چیزی بود که فکرشو میکردم اما چرا؟

از زبان بکی :
از ماشین پیاده شدم و داشتم میرفتم که دیدم دامیان داره میره سمت آنیا منم مثل همیشه فوضولیم گل کرده بود و رفتم پشت بوت۶ و تماشا میکردم که دیدم آنیا دامیانو بغل کرد منم دویدم توی کلاس و سر جای دامیان نشستم تا وقتی میاد مجبور بشه بره پیش آنیا بشینه [بکی آنیا قراره بکشتت😁]
از زبان دامیان :
وارد کلاس شدم و دیدم بکی سرجام نشسته بود رفتم پیش یکی و بهش گفتم:هوی کله خرگوشی نظرت چیه از سرجای من بلندشی؟
بکی :نوچ نوچ نوچ نوچتو قراره بری پیش آنیا بشینی همونی که بغلت کرد
دامیان :اسکل اون منو با تو اشتباه گرفته بود
بکی:لوی بی ولی
دامیان اومد حرف بزنه که معلم اومد سر کلاس و دامیان هم رفت نشست پیش آنیا
اون لحظه دخترا داشتن از حسودی میترکیدن و پسرا هم قصد کشتن آنیا رو کرده بودن
که آنیا به دامیان گفت......
هه هه تا پارت بعد خودافظ
دیدگاه ها (۱۰)

اولین عشق پارت ۳از زبان آنیا:داشتم ریاضی میخوندم که [بچه از ...

ادیت کلود و آنایتاسیوس

اولین عشق پارت ۱از زبان لوید:رفتم تا آنیا رو بیدار کنم که تل...

نام:اولین عشقشخصیت های اصلی :آنیا،دامیان،بکی،و حالا هزادتا د...

کله پوک صورتی✨️ پارت ۲۷اینطوری شد که هر ۴ تاشون دیر رسیدن سر...

کله پوک صورتی ✨️پارت ۷از زبان انیا :خیله خوب مجبور بودم با ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط