{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اولین عشق

اولین عشق
پارت ۳
از زبان آنیا:داشتم ریاضی میخوندم که [بچه از کی تاحالا آنیا درس خون شده 🤣]به هر حال من به ۲ تا ستاره دیگه نیاز داشتم که یدفعه دامیان اومد و کنارم نشست عین 🍅 شده بودم ولی خودمو جمع و جور کردم و گفتم:اهای پسر دوم....چرا سرجای بکی نشستی ؟
دامیان :مگه کوری نمیبینی بکی جونت رفته نشسته جای من بدبخت (البته همچینم بدم نمیاد کنار آنیا بشینم... وایسا من چه گوهی دارم میخورم... اره .....اره..من از این صورتی بدم میاددددد!!!)
نویسنده:فعک نکنممممم
آنیا:(یعنی پسر دوم آنیارو دوست داره ... نه ..نه اینا خرافاته ولی نه ...نه من فقط اونو برای ماموریت بابایی میخوام )
هردوشون سرخ شده بودن که یدفعه آقای هندرسون گفت : دانش آموزان امروز دو دانش آموز جدید رو داریم معرفی میکنم آلیس و کریس دزموند
بچه دوزنگ آزاد دارید پس سعی کنید از فرصت هاتون استفاده کنید و دوستانی پیدا کنید
آلیس:(هه اون دختره ی دهاتی رو که کنار دامیان نشسته دامیان جون نگران نباش خودم از دست اون دختره نجاتت میدم)
کریس:(تا اونجایی که میدونم دامیان همیشه پیش بچه درس خونا میشینه پس شاید بتونم با اون دختره دوست بشم البته فقط دوست.... اره فقط دوست)
آنیا:(یکیشون اسکل و اون یکی با ادب چه خفن)
آنیا:پسر دوم اینا با تو نسبتی دارن ؟
دامیان:اره اونا دختر عمو و پسر عمو هام هستن چطور (بالحن خاص)
آنیا :هیچی فقط چون دزموند بودن گفتم شاید با تو باشن
زنگ خورد
همه دور کریس جمع شده بودن و داشتن باهاش صحبت میکردن اما کرییس اصلا بهشون توجه نمیکرد و راست رفت سراغ آنیا و بهش گفت:ام...ببخشید شما خانم فورجر هستید ...درسته؟
آنیا که میدونست کریس پسر بدی نیست گفت :بله
کریس :خب ...از نظر من شما خیلی باوقار و ظرافت هستید اگر اشکالی نداره میتونم به عنوان دوست شما رو ببینم؟
آنیا :بله حتما 😊
از زبلن دامیان :
داشتم راه میرفتم که دیدم کریس جلوی نیمکت آنیا و بکی ایستاده نمیدونم چرا ولی حس خیلی بدی از این اتفاق گرفتم پسرفتم و دستم رو روی شونه ی کریس گذاشتم و گفتم:هوی کریس تو اینجا چیکار میکنی؟( با لحن تند و تیز)
کریس : هیچی فقط از خانم فورجر درخواستی داشتم
دامیان:چه درخواستی اونوقت؟
که یکدفعه آلیس اومد و دست دامیان رو گرفت و گفت :دامیان یه لحظه میای
دامیان :چیکارم داری ؟
آلیس :نگران نباش زیاد طول نمیکشه .
دامیان :باشه 😑😒
آلیس دامیانو به یجای خلوت برد و که یدفعه.......
عسلیاپارت بعد به زودی
دیدگاه ها (۷)

ادیت کلود و آنایتاسیوس

لوکاس👌👌 مانهوا روزی که ناگهان پرنسس شدمنفرات بعدی؟

اولین عشق پارت۲ از زبان دامیان :دیدم اون کله صورتی تنها نشست...

اولین عشق پارت ۱از زبان لوید:رفتم تا آنیا رو بیدار کنم که تل...

کله پوک صورتی✨️ پارت ۹دامیان : نه من تا زمانی که این صورتی ب...

ستاره دنباله دار پارت:۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط