{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خنده از لبانم پرید

خنده از لبانم پرید
روی بغض آینه
اشک نثارم شد
به یاد ندارم
کجای زندگی
برگهای تقویم را
به گمزدگیِ زمانه فروختم.

#مریم_پورقلی
دیدگاه ها (۱)

به صد جان میخرمحزن و غمت را#تو ای ماه شب تارم....!! کجایی......

وقتی تـو را نگاه میڪنم، حالم بد میشود،گویا مقابل ده هزار آدم...

دل را قرار نیست ،مگر در کنار تو ...!👤 حسین منزوی

این روزها حال عجیبی دارم؛ انگار میان یک پارادوکس گیر افتاده‌...

«Stirring Ashes»

𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧part:32(عمارت مین، 8:55am) از حموم بیرون آمد... به خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط