{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قسمت سی دو رمان آوازه زیره آب

قسمت سی دو رمان آوازه زیره آب
-شیطانه رجیم...فیلمه فروشنده!
یاده سوتیش افتادم یکم خندیدم بعدم باز خوابیدم...یهو بابام اومد تو...
-ساعت دهه پاشین مهمون داریم زشته!!
قبره پدره مهمون من خوابم میاد..
-پا میشین توله سگا یا با تیپا برم تو شیکماتون...
کیا بش گف
-بابا خدا ویکی از بچه گیم تاحالا تو این تهدیده ک با پا میرم تو شکمتونو میکردی ولی خدایی هیچ وقت اجراش نکرده بودی...
-واسه اینکه منتظر بودم اینو بگی تا برم تو شکمت...
بعدم رفت بالای سره کیانوشو پاشو آوورد بالا..کیانوشم داد زد
-وای گوه خوردم!!
منم گفتم
-نوشه جون...چه مزه ای بود؟
-من که فقط تستش کردم تو ک هر روز میخوری باید بگی!!
-عه بسه خفه شین پاشین پاشین زشته...
رفت بیرون...کیانوشم بلند شد نشست...هه..موهاش فرفریه بعد وقتی شونشون نمیکنه خیلی خنده دار میشه..
-مثه احمقا زول زدی ب من نیشتم بازه...به چی میخندی؟
-به قیافه ی زاغارته تو..
-بهتر توئم...
-خدایی من قیافم هم از تو بهتره هم خوشتیپ ترم...
-چیت خوشگل تره که قیافتو از من بهتر کرده دقیقن؟
-مثن تو دماغت پل داره ماله من نداره
-من دماغم بچه بودم اگه یادت باشه حولم دادی رفتم تو دیوار شیکوندیش...حالا خودتم همچین دماغه خوش فرمی نداری..!
-هر چیم ک باشه از ماله تویی بهتره..والا ماله منی یکم فقط بزرگه...ماله تویی دیه آویزونه داره میره تو دهنت!!
-ن*ک*ص برادرم  ن*ک*ص..
-آشغاله بی ادب..
یهو صدای زنگ خوردنه گوشیم اومد..
-آنوش آنوش..
-آنوش چیه؟
-تو به من میگی آرش منم میگم آنوش
-زهره گوجه...
-حالا وللش درنا داره بمن زنگ میزنه!!
از رو تخت شیرجه زنگ پیشه من..منم پاشدم نشستم
-جوابش نده قط کو..
-بمن زنگ زده بمن مربوطه..
صدا شو زدم رو بلند گو..خیلی گریه آلود گفت
-کیارش...
-ها؟
-من..منو دیشب از خونمون بیرون کردن بعدش..
دوباره زد زیره گریه
-خب...بعدش؟
-بعد سارا 《دخترش》گشنست ولی من...پول ندارم واسش شیره خشک بخرم...
-خو بمن چه؟؟ بابا نداره؟
یهو گریه هاش دوبرابر شد
-باباش هم ترکم کرده...میدونم ازم متنفری ولی فقط..
یعو کیانوش گف
-قبله اینکه بمن خیانت کنی فکره اینجاشو میکردی...حالام تنفردشی کن پوله شیره خشکشو بده این کارو که خوب بلدی..
گوشی رو از رو بلند گو درآوردم..هر کاریم که کرده بودته تهش یه چیزه خییلی ریز و کوچیک تهه دلم بود..دیه علشقش نبودم ولی یه چیزی ته دلم بود ک نمیذاشت نسبت به وضعیتش بی تفاوت باشم..
-حرفای کیا رو ول کو الان کجایی
دیدگاه ها (۱)

رمان عشق ممنوع

پآرت⁷یونگی اومد تو اشپزخونه*نواهم درحال شستن ظرف*یونگی: چی م...

Love youپارت چهاردهمسوار چرخ فلک شدیم ک یهو وسط بازی برقا رف...

رمان دخت من

پارت ۱۴

which one part 11ک. این وقت شب اینجا چیکار میکنی(جدی) ن. خب ...

کپشنِ مهمهه🤭🎀عروسک من😈🔞پارت هفدهم رفتیم تو پذیرایی سرهان نشس...

دو پارتی جیهوپ *درخواستی*که یهو از کوشکی صدای نوتیف اومد قبل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط