P14
P14
عروس فراری
سلام سلام 😅
چیزه جرم ندین دلیل دارمممم ویسگونم بالا نمیومدددد T^T
ویو ا/ت
رفتیم ماموریت رو انجام دادیم و داشتیم با دوتا ماشین بر میگشتیم اون دوتا بادمجون باهم بودن و منو سانزو هم باهم
اونا از ما میزدن جلو ما از اونا بعد دوباره اونا بعد دوباره ما و ........
اره دیگه که ما از میانبر رفتیم
ا/ت : هار هار هار دیگه بهمون نمیرسن
راحت به صندلی تکیه دادم و سانزو خنده ای کرد
سانزو : حالا جدا از اینا.....تو از ریندو خوشت میاد ؟
( داستان داره وارد فاز های جدید میشه 😂)
وقتی سانزو این رو گفت ا/ت رنگ گوجه شده
سانزو : نگران نباش بهش چیزی نمیگم
ا/ت : خ...خب...ام...ش..ششاید......
سانزو پوز خندی زد
سانزو : معلوم بود
ا/ت : ها ؟! چرا؟از چی ؟!
سانزو : از طرز رفتارت با اون
ا/ت : نه !!
سانزو : بیخیال منو کا نمیتونی گول بزنی برای این زیادی بی تجربه ای *چشمک*
ا/ت : الان خود تخریبی کردی ؟
سانزو : هم اره هم نه
خندم میگیره
ا/ت : کانامه و کوکو که احتمالا بهم دیگه اعتراف هم کردن
سانزو : بدبخت کوکونوی
ا/ت : از خداش هم باشه
سانزو : بزای چی ؟ که دوست دختر ول خرجه؟
ا/ت : هرچی باشه باید از خداش باشه ! دیگه یه دختر درست و درمون پیدا نمیشه !
سانزو شونش رو بالا میندازه : شاید
یهو ران رو ریندو مث جت از کنارشون رد میشن
ا/ت : گازش رو بگیر پشمکککککک!!!
سانزو : به من نگو پشمککککک
و آیت دوتا ماشین مثل دیوونه ها باهم کورس گذاشتن تا عمارت
اینم پارت دوم برای امشب ●^●
خوشگلا سابسکراب میکنی ؟👇🏻👇🏻👇🏻
@rahabn-z4n?si=sR06fbqNxhPt4sMa" target="_blank">https://youtube.com/@rahabn-z4n?si=sR06fbqNxhPt4sMa
عروس فراری
سلام سلام 😅
چیزه جرم ندین دلیل دارمممم ویسگونم بالا نمیومدددد T^T
ویو ا/ت
رفتیم ماموریت رو انجام دادیم و داشتیم با دوتا ماشین بر میگشتیم اون دوتا بادمجون باهم بودن و منو سانزو هم باهم
اونا از ما میزدن جلو ما از اونا بعد دوباره اونا بعد دوباره ما و ........
اره دیگه که ما از میانبر رفتیم
ا/ت : هار هار هار دیگه بهمون نمیرسن
راحت به صندلی تکیه دادم و سانزو خنده ای کرد
سانزو : حالا جدا از اینا.....تو از ریندو خوشت میاد ؟
( داستان داره وارد فاز های جدید میشه 😂)
وقتی سانزو این رو گفت ا/ت رنگ گوجه شده
سانزو : نگران نباش بهش چیزی نمیگم
ا/ت : خ...خب...ام...ش..ششاید......
سانزو پوز خندی زد
سانزو : معلوم بود
ا/ت : ها ؟! چرا؟از چی ؟!
سانزو : از طرز رفتارت با اون
ا/ت : نه !!
سانزو : بیخیال منو کا نمیتونی گول بزنی برای این زیادی بی تجربه ای *چشمک*
ا/ت : الان خود تخریبی کردی ؟
سانزو : هم اره هم نه
خندم میگیره
ا/ت : کانامه و کوکو که احتمالا بهم دیگه اعتراف هم کردن
سانزو : بدبخت کوکونوی
ا/ت : از خداش هم باشه
سانزو : بزای چی ؟ که دوست دختر ول خرجه؟
ا/ت : هرچی باشه باید از خداش باشه ! دیگه یه دختر درست و درمون پیدا نمیشه !
سانزو شونش رو بالا میندازه : شاید
یهو ران رو ریندو مث جت از کنارشون رد میشن
ا/ت : گازش رو بگیر پشمکککککک!!!
سانزو : به من نگو پشمککککک
و آیت دوتا ماشین مثل دیوونه ها باهم کورس گذاشتن تا عمارت
اینم پارت دوم برای امشب ●^●
خوشگلا سابسکراب میکنی ؟👇🏻👇🏻👇🏻
@rahabn-z4n?si=sR06fbqNxhPt4sMa" target="_blank">https://youtube.com/@rahabn-z4n?si=sR06fbqNxhPt4sMa
- ۱۳۰
- ۲۱ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط