{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک روزایی هست

یک روزایی هست
فقط نیاز داری به یک گوشه دنج از کل دنیا.
گوشه ای که بشه فقط برای چند دقیقه دور شد از مشغله ها و بدون هیچ فکر و خیالی فقط نشست و غرق شد تو طعم عجیبِ قهوه و به قدم هایی که باید برای آینده برداری و مسیری که قراره طی کنی فکر کرد.
باید بشینی تمام چیزایی که باعث ناراحتیت میشن و خستگیتو بیشتر می کنن رو تک به تک بریزی دور.
آدم گاهی احتیاج داره به یک گوشه دنج که بشینه با خودش صحبت کنه بگه :
آهای “من”،حالت خوبه؟
دلت چی میخواد الان؟
نبینم خسته باشی، میگذره این حالِ بد.
تموم میشه این سردرگمی، این بلاتکلیفی؛
با هم همه چیز رو درست میکنیم.

آخه میدونین،
گاهی وقتا هیچ کس جز خود آدم، نمیفهمه دردش چیه...
✨🖤
#عاشقانه
دیدگاه ها (۲)

پنجاه سال دیگهموقعی که همه دیگه از تب و تاب عاشقی و دیونگی ک...

کاش دوباره به خاطرم نمی‌‌آمدیکاش هر کدام از مادر همان سالها ...

خونه‌ی عشقو خودم ساختم. آجر به آجر. هیچ‌وقت نشد خونه‌مونو فر...

‌‌‏دلخوش نشسته‌ام که شاید گذر کنیلعنت به شایدی که مهیّا نمی‌...

خیابون ها پوشیده از بوی نم بارون و خاک خیس بود،لوسیفر جلوی د...

پارت ۳۴:جلسه افراد مهمتاکه میچی بعد از اون اتفاق برگشت به ای...

^فیک جونگکوک^(پارت۵۹)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط