{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش دوباره به خاطرم نمی‌‌آمدی

کاش دوباره به خاطرم نمی‌‌آمدی
کاش هر کدام از ما
در همان سالها پیش مانده بودیم
کاش پس از این سالهای دورِ دورِ
تصویر هامان
از عکس‌ها بیرون نمی‌آمد
کسی‌ از گذشته‌های خوبِ خوب
آغوش باز نمیکرد
سرم با سینه ات آشنا نمی‌شد
کاش آن آرامش گم شده
هرگز باز نمی‌‌گشت
کاش بوسه ات
طعمی غریب و تلخ داشت
کاش مارا گریزی بود
از دوست داشتن
کاش شانه به شانه ی هم
در قاب روی طاقچه می‌ماندیم
آنوقت
نیازی به درکِ آدم‌های تازه
با پیراهنی آغشته به عطر‌های تازه، نبود
هر کدامِ ما
زندگی‌ خودش را داشت
تو، با زنی‌ شبیهِ من
من، با مردی شبیهِ تو
#نیکی_فیروزکوهی


#عاشقانه
دیدگاه ها (۵)

گلابتون بانوکج خلقی که میکنید زیباتریداخم که میکنید دلربا تر...

دیدی وقتی داری تو دنیای خودت سیر میکنی و تخمه میشکونی یهو مغ...

پنجاه سال دیگهموقعی که همه دیگه از تب و تاب عاشقی و دیونگی ک...

یک روزایی هستفقط نیاز داری به یک گوشه دنج از کل دنیا.گوشه ای...

ادامه پارت ۱...جونگکوک گفت. داد نمی‌زد. آرام و بم. ترسناک‌تر...

مردی در ساحل...[پارت آخر]چند ماه بعد...خانه دیگر شبیه روزهای...

واقعیت های دروغین پارت= ۱در پادشاهی ا درد و سکوت ، رنگ‌ها م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط