چند پارتی هیونجین
چند پارتی هیونجین
عشق در یک نگاه
ات: _
هیونجین *
راوی >
_امروز به یک مهمونی دعوت شده بودم شنیده بودم خیلی از آدم های معروف در اونجا حضور دارن .
از اونجایی که ساعت شروع مهمونی ۷ غروب بود یه نگاهی به ساعت انداختم دیدم، ساعت ۵ بود پس وقت رو از دست ندادم و یه دوش ۲۰ مینی گرفتم
یه لباس زیبای مشکی رنگ پوشیدم و راه افتادم
*امروز به مهمونی دعوت شدم و بخاطر اینکه جزوی از باند های بزرگ مافیایی و ایدل های معروف هستم وآدم های زیادی در اونجا حضور دارن باید خیلی خوشتیپ کنم (البته هیون ما همینجوریشم جذاب و خوشتیپههه) یه کت و شلوار زرشکی پوشیدم با یک عطر تلخ
خلاصه آماده شدم و راه افتادم
وقتی رسیدم.........
خب این پارت به پایان رسید منتظر پارت های بعدی باشید
لایک یادتون نره عشقا
بوس بهتون💋
عشق در یک نگاه
ات: _
هیونجین *
راوی >
_امروز به یک مهمونی دعوت شده بودم شنیده بودم خیلی از آدم های معروف در اونجا حضور دارن .
از اونجایی که ساعت شروع مهمونی ۷ غروب بود یه نگاهی به ساعت انداختم دیدم، ساعت ۵ بود پس وقت رو از دست ندادم و یه دوش ۲۰ مینی گرفتم
یه لباس زیبای مشکی رنگ پوشیدم و راه افتادم
*امروز به مهمونی دعوت شدم و بخاطر اینکه جزوی از باند های بزرگ مافیایی و ایدل های معروف هستم وآدم های زیادی در اونجا حضور دارن باید خیلی خوشتیپ کنم (البته هیون ما همینجوریشم جذاب و خوشتیپههه) یه کت و شلوار زرشکی پوشیدم با یک عطر تلخ
خلاصه آماده شدم و راه افتادم
وقتی رسیدم.........
خب این پارت به پایان رسید منتظر پارت های بعدی باشید
لایک یادتون نره عشقا
بوس بهتون💋
- ۴۵
- ۱۸ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط