{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۲۳

پارت ۲۳
× آهان
* بفرمایید
+ مرسی
* خواهش میکنم عروس قشنگم
+ داشتیم شربت رو میخوردیم که زنگ در خورد
* آبجیت آمد
خواهر ارسلان _
_ سلام مامان
* سلام دخترم
_ کسی تو خونه اس
* آره عروس قشنگم و داداشت
_ دلم برای داداشم خیلی تنگ شده ارسلان
× جانم
_ سلام خوبی داداشی دلم برات تنگ شده بود
× منم بیا بغلم
_ بعد از ۲مین از بغل ارسلان اومدم بیرون
سلام عروس خانم
+ سلام عزیزم
× وقتی لیندا گفت عروس خانم دیانا خجالت کشید آروم خم شدم در گوشش گفتم قربون اون خجالتت برم که بهم لبخند زد

۱ ساعت بعد
× مامان مادیگه میریم
* چرا نهار بمونید دیگه
× دیانا عزیزم بمونیم
+ نمیدونم هرچی تو بگی
× اوکی ولی بعد ناهار میریم
* باشه
+ ارسلان من میرم کمک مامان
× باشه
+ مامان کمک نمیخوای
* نه عزیزم تو برو پیش ارسلان یه ۴۰ دیگه غذا آماده میشه اگه میخوایید برید تو اتاق بالا استراحت کنید
+ مرسی
+ رفتم پیش ارسلان ارسلان
× جانم
+ مامان گفت بریم اتاق بالا استراحت کنیم
× باشه بیا بریم
+ رفتیم اتاق هنوز مانتوم و شالم تنم بود اونارو درآوردم دراز کشیدم رو تخت

یه ۴۰ تایی شیم ۲ تا پارت میزارم
دیدگاه ها (۱)

پارت 34رمان عشق مدرسه ای ⭐ویو ات: دلقک لباس ات رو تنش کرد و ...

پارت 15رمان🦋 عشق مدرسه ای 🦋ات: چه شرطی؟ هیونجین: ( به لبش اش...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

گل خونی پارت 53همه به تهیونگ و جونگکوک زل زده بودن تهیونگ اه...

برادر ناتنی من Part6جونکوک آره ( بم رو بغل می‌کنه و میاره ) ...

🖤عشقه تکرار نشدنی🩵امیدوارم از این پارت لذت ببرید خوب بریم سر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط