{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هیچ کس ویرانیم را حس نکرد

هیچ کس ویرانیم را حس نکرد
وسعت تنهائیم را حس نکرد
در میان خنده های تلخ من
گریه پنهانیم را حس نکرد
در هجوم لحظه های بی کسی
درد بی کس ماندنم را حس نکرد
آن که با آغاز من مانوس بود
لحظه پایانیم را حس نکرد
دیدگاه ها (۲)

می دونست دلم اسیره ولی رفت می دونست گریه ام می گیره ولی رفت ...

برای بعضی دردها نه میتوان گریه کرد،نه میتوان فریاد زدبرای بع...

حس قشنگیهیکی نگرانت باشه..یکی بترسه از اینکه یه روز از دستت ...

برو ای خوب من، هم بغض دریا شو ، خداحافظبرو با بی کسی هایت هم...

نگاهم همیشه بر او می‌نشست،بی‌آن‌که بداند، بی‌آن‌که حتی لحظه‌...

تکاپو پارت ۶۹:کلمات=گلوله🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍در میانِ آن آغوشِ سنگین و...

گاهی باید ایستاد، نفسی عمیق کشید و از خود پرسید: واقعاً چه ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط