{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P24🍋‍🟩

P24🍋‍🟩







&خیلی خوب باشه



جونگکوک به هانیل کمک کرد و رفتن پایین




-عه شما چرا اومدین

جونگکوک«هر چی بهش گفتم بخوابه یکم گوش نکرد که نکرد

&خوبم من

یونگی«بیا بشین اینجا{براش جا درست میکنه }

&مرسی{میشینه پیش یونگی}


جیهوپ«هانیل الان میتونی یه چیزی بخوری؟

& آره فکر کنم

جیمین«باشه پس بیا با این تیکه مرغ شروع کن

&مرسی

جین«اگه اینا برات سنگینن برات سوپ درست کنم؟

&نه ممنون همینا رو میتونم بخورم

-اه کاش صبحونه میخوردی چرا به حرفم گوش ندادی

جونگکوک«ای بابا بسه دیگه بچه رو انداختین گوشه رینگ و از هر طرف دارین بهش فشار میارین یکم ول کنین خودش خود به خود درست میشه

تهیونگ«اره منم موافقم بیچاره صورتش قرمز شده

-باشه

جیمین«قشنگم میخوای یکم نوشابه بهت بدم برای معدت خوبه

&نه عمو نوشابه بخورم بدتر میشم الان یکم بهترم

-اوم رنگتم بر گشته

یونگی«وایی آدم میخواد بگیره بخورتت{لپشو میکشه}

&عمو نگفته بودی آدم خواری هم بلدی

یونگی«ترو میخورم

جین«نه نخورش لازم میشه

&عه عمو

-اذیتش نکنید دختر منو

جونگکوک«کوچولو چرا دیگه نمیخوری؟

&میل ندارم دیگه

-نه بیشتر بخور

تهیونگ«هیونگ معده ی خودتو با هانیل مقایسه نکن که

جین«راست میگه نامجون این بچه معدش اندازه ی کف دسته

&ای بابا به خدا پونوزده سالم شده اینقدر بهم نگین بچه

جیمین«کوچولو تو هنوزم در اون حد بزرگ نشدی

یونگی«اره ببین اندازه ی شیش وجب منی{وجبش میکنه}

& عه عمو باور کن قدم بلندتر شده

جونگکوک«نه هنوز

-راست میگه کجا بلند شدی هنوز به شکم منم نمیرسی

&اه اصلا با همتون قهرم {مظلوم}

جین«عه عه قهر اصلا کار خوبی نیستش

یونگی«راست میگه

&باشه{مظلوم}

جونگکوک«هیونگ من دیگه باید برم

-باشه

ویمین←هیونگ ما هم میریم

-به سلامت

یونگی«من و جین قراره بریم بیرون شما هم میاین؟

جیهوپ«اره من میام باهاتون

جین«هانیل جان عمویی توم بیا حال و هوات عوض میشه

&مرسی عمو اما نمیتونم هنوز حالم خوب نشده

یونگی«باشه کوچولو مراقب خودت باش{سرشو میبوسه و بلند میشه}

جیهوپ«کوچولو حواست به خودت باشه ها

&چشم عمو جونم

جین«قشنگم خداحافظ

& خداحافظ عمویی

-خداحافظ پسرا

جیهوپ«خداحافظ




پسرا رفتن




-بهتری؟

&اوم ولی یکم سر درد دارم






ادامه دارد...
دیدگاه ها (۲۵)

part 60عصر//یونگی« پیام دادن وسایل رو آوردن»جین« به بادیگارد...

p2

(دلداده) ♡ویو ا/تجونگکوک منو برد سمت مبل و نشوندم کنارش. هنو...

عشق_بعد_نفرت پارت: 4یونگی: ات یادت نرفته که باید همه مون رو ...

🪽 Angel of salvation 🪽Part ⁹²دوباره رفتم داخل و یونگی هم پشت...

تک پارتی جیهوپوقتی جیهوپ سرما میخورها/ت: الان دو تا سه روزی ...

سناریو ★ وقتی میخوای بهشون بگی بابا شدن هیونگ لاین نامی : از...

^وقتی اعضای بی تی اس یه فرصت پیدا میکنن تا از هم دیگه شکایت ...

پارت ۹ ببخشید دیر شد

خرگوش درون ددی$فصل : ۱$پارت : ۴$چند دقیقه بعد زنگ خور کایرا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط