P
P22🍋🟩
-هنوزم از دستم ناراحتی؟{آروم تو گوشش میگه}
&نه مهم نیست
-بهت قول داده بودم که دیگه باعث نشم بترسی اما...
هانیل آروم دست نامجونو میگیره و ملایم برای اینکه حس آرامش بده فشار میده
&هی...بابا بیخیال بهش فکر نکن
-باشه{لبخند}
جیهوپ آروم میره کنار جین و زیر لب سوری که فقط خودش بشنوه میگه:
جیهوپ«میگما حواست هست امروز رفتار هیونگ فرق کرده با هانیل؟
جین«اره خیلی نرمتر شده فکر کنم کم کم داره درست میشه
جیهوپ«امیدوارم
«صدای زنگ در»
-من باز میکنن
جین در این حین که نامجون رفته بود از فرصت استفاده کرد
جین«عمو جون
& جونم
جین«انگاری که رابطتت با بابات بهتر شده نه؟
& آره خیلی تغییر کرده یهویی
یونگی«همینم خوبه
& آره
-خوب میاین سر میز یا همینجا میخورین
جیمین«نه هیونگ بیار اینجا
-باشه بیاین
جین«اخ چقدر هوس خرچنگ کرده بودم
جونگکوک«منم دلم استیک گوشت خوک میخواست
جیهوپ«جیمین فکر همه جارو کرده غذا سفارش داده
-هانیل تو چی میخوری؟
&من میل ندارم
-عه یعنی چی صبحونه هم نخوردی درست و حسابی
تهیونگ«اره خوشگلم بیا یه چیزی بخور پاستا دوست داشتی قبلا میخوای؟
&حالا بعدا یه چیزی میخورم الان حالم خوب نیست
-بازم شکمت درد میکنه؟
&اره
یونگی«نکنه مریض شدی
&فکر نمیکنم
یونگی«برو بالا دراز بکش
&نمیخواد
جیمین«راست میگه برو استراحت کن
&در اوم حدم حالم بد نیست یکم بگذره خوب میشم شما بخورین
ادامه دارد...
-هنوزم از دستم ناراحتی؟{آروم تو گوشش میگه}
&نه مهم نیست
-بهت قول داده بودم که دیگه باعث نشم بترسی اما...
هانیل آروم دست نامجونو میگیره و ملایم برای اینکه حس آرامش بده فشار میده
&هی...بابا بیخیال بهش فکر نکن
-باشه{لبخند}
جیهوپ آروم میره کنار جین و زیر لب سوری که فقط خودش بشنوه میگه:
جیهوپ«میگما حواست هست امروز رفتار هیونگ فرق کرده با هانیل؟
جین«اره خیلی نرمتر شده فکر کنم کم کم داره درست میشه
جیهوپ«امیدوارم
«صدای زنگ در»
-من باز میکنن
جین در این حین که نامجون رفته بود از فرصت استفاده کرد
جین«عمو جون
& جونم
جین«انگاری که رابطتت با بابات بهتر شده نه؟
& آره خیلی تغییر کرده یهویی
یونگی«همینم خوبه
& آره
-خوب میاین سر میز یا همینجا میخورین
جیمین«نه هیونگ بیار اینجا
-باشه بیاین
جین«اخ چقدر هوس خرچنگ کرده بودم
جونگکوک«منم دلم استیک گوشت خوک میخواست
جیهوپ«جیمین فکر همه جارو کرده غذا سفارش داده
-هانیل تو چی میخوری؟
&من میل ندارم
-عه یعنی چی صبحونه هم نخوردی درست و حسابی
تهیونگ«اره خوشگلم بیا یه چیزی بخور پاستا دوست داشتی قبلا میخوای؟
&حالا بعدا یه چیزی میخورم الان حالم خوب نیست
-بازم شکمت درد میکنه؟
&اره
یونگی«نکنه مریض شدی
&فکر نمیکنم
یونگی«برو بالا دراز بکش
&نمیخواد
جیمین«راست میگه برو استراحت کن
&در اوم حدم حالم بد نیست یکم بگذره خوب میشم شما بخورین
ادامه دارد...
- ۱۰.۴k
- ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط