{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من فکر میکنم خداوند قبل از خلقت زن‌ها

من فکر میکنم خداوند قبل از خلقت زن‌ها
دست‌هایش را با بهار نارنج شسته،
بعد تمام گل‌های بهشت را بوییده،
نشسته خوش آب‌و‌هوا ترین نقطه‌ی آسمان
و در حالی که دم‌نوش مهتاب ‌و انجیر می‌نوشیده و به الزام وجود عشق و وجود یک نگهبان تمام وقت برای آن و به سفیر زیبایی تمام بهشت در زمین و نیاز تمام غنچه‌های روییده و نروئیده و آدم‌ها‌ی به دنیا آمده و نیامده به معجزه‌ای به‌نام مادر خواهر دختر،فکر میکرده طرح وجود "زن" به دلش افتاده...
بعد در حالی که دست‌هایش بوی بهارنارنج میداده و نفسش بوی مهتاب‌ و انجیر میداده زن را خلق کرده،بعد با خودش گفته:این همان شعبه‌ی سیار بهشت است روی زمین،همان نگهبانِ تمام وقتِ نازک اما سرسخت "عشق"...
خدا دیگر خیالش راحت شد،نه دیگر مردی برای رفتن به سرکار خواب میماند،نه طفلی بی‌آغوش میماند،نه دلی از مهر دور میماند،نه کار عشق لحظه‌ای لنگ میماند،نه دنیا لحظه‌ای از زیبایی و معجزه وا می‌ماند..... ♥ ️👩
دختران سرزمینم روزتون مبارک ❤ 😍
دیدگاه ها (۲۵)

#Flower

#Nature

#Cute

#Cute

سلاممم به همگی [ازمایشگاه سرد]♧فصل اول♧ پارت سوم:وارد اتاق م...

پارت ۱۱در اعماق زمین، جایی که موجوداتی زندگی میکردند که هیچک...

part6

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط