{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نگو دستِ سرنوشت داده حکم این چنین

نگو دستِ سرنوشت داده حکم این چنین
خواست که روزگارم باشه با شکستنها قرین
باخشت خشت آرزوهام قصری ساختمو دریغ
توفان غصه کرده قصر آرزوها مو کمین
چون اشتباه دل بستم واشتباه عاشق بودنمه
راه اشتباهی رو دنبال عشق پیمودنمه
چرالازم بود شکستن تا بفهمم که یه عمری
به یه جای اشتباهی تکیه نمودنمه
واسه همینه که من، پشیمونمو و شکستم
که مثل کشتی به گل غم و غصه ها نشستم
واسه همین قید عشق و عاشقی هارو زدم
بستم یه دیواری دور این دل تنها و خستم
یا چرا کردم دلو خوش من به اون وهم و سراب
که نداشته واسم چیزی به غیراز رنج وعذاب
یا نگو جرمم چه بوده غیراین خوش باوری ها
یا چه کردم اشتباه که این اینجور پس دادم حساب
باید با وجود این زمین خوردن پیاپی
واسه رسیدن به مقصد همه کوه رو بکنی طی
واسه دیدن بهار پشت سر بزاری خزون رو
به امید تیر و خرداد بجنگی با بهمن و دی
آخه دنیا که مکانی واسه جازدن نداره
زندگی تلخ یا که شیرین،سرد یا گرم ادامه داره
گردون که به خاطر ایستادن ما نمی ایسته
ما رو با گردش درون چاله ی تاریخ میزاره/ سعید
دیدگاه ها (۱۲)

★ازدواج اجباری...p⁴بعد اینکه با چتر رسیدیم خونه، نشستیم روی ...

part 61تهیونگ ساندویچ آلینا رو نصف کرد که راحتر توی دستش جا ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 36جک به جونگکوک که ب...

نمیبره دیگه انگار تیغ من...یه فکری کن واسه زخم عمیق منشریک ل...

امر به معروف و نهی از منکر حتما ببینید

حضور هیچ آدمی تو زندگیمون بی دلیل نیست! هرکسی که میاد یه مام...

از بچگی عاشق خرمالو بودماما خرمالو های خونه ننه جون که درمیو...

نگران نباشینیه روزی، یه کسیحالا هرچقدر دیر، هرچقدر دورمیاد و...

نگران نباشینیه روزی، یه کسیحالا هرچقدر دیر، هرچقدر دورمیاد و...

دمش گرمانقد اضافه کاری این اواخر داشت نمیشد جمش کردرفت رابطه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط