{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سلام فرشته ها.

سلام فرشته ها.
حالتون؟
چه خبرا؟
ببینید خواستم راجب به یه چیزی باهاتون حرف بزنم:
بچه ها من واقعا نویسندگی رو دوست دارم، فرقی نمیکنه در چه ژانری کلا عاشق خوندن و نوشتنم.
من از حدود ۳ سال پیش بود که نویسندگی خودم رو شروع کردم و بیش از ده ها فیک و رمان نوشتم، اما هیچ وقت هیچ کس نه اونها رو خوند و راجب بهشون شنید.
حتی همین سال گذشته هم ۵ تا رمان نوشتم ولی بعدا پاکشون کردم و دوباره یه داستان جدید خلق کردم.
وقتی این پیج رو زدم هدفم این بود که سطح خودم رو بسنجم و ببینم واقعا استعدادش رو دارم یا نه.
من خیلی خیلی زیاد ایده دارم.
یعنی من تا به الان ایده ی (اسم، شخصیت ها، مقدمه، کاور و...) حدودا ۱۲ تا رمان دیگه رو آماده کردم!
هرکدوم یه داستان متفاوت دارن.
یه زندگی متفاوت.
یه عشق متفاوت.
یه فرجام متفاوت.
نمیدونم چی بگم راجب به حمایت هام، ولی از این به بعد هیچ وقت شرط نمیزارم.
چون من برای خودم نویسندگی میکنم. نویسندگی مایه ی آرامش من میشه، جایی که میتونم افکارم رو بنویسم، جای آدم های مختلف باشم، زندگی های متفاوت رو تجربه کنم.
از این به بعد فقط میزارم برای اینکه شاید یه روزی خط من، بیان من، داستان های من، برای یه نفر دوست داشتنی باشه.
امیدوارم از این داستان و داستان های آیندم راضی باشین و خوشحال میشم نظراتتون رو بشنوم.
مرسی که خوندید، دوستتون دارم آبی کوچولو ها.
خدانگهدارتون🫂✨
دیدگاه ها (۰)

پارت ۳۶:رسوایی(Rose)کاخ ایزابل باشکوه تر از همیشه شده بود. م...

پارت ۳۵:همبازی(دلین)چنگی به موهام زدم و بعد پارک کردن ماشین ...

پارت ۳۴:گذشته ی کامل(یوجین)من ملوری رو از دست داده بودم. راب...

سلام بچه ها ببخشید چند وقت نبودم.خودتون که میدونید جنگ و امت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط