{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو را دوست دارم

تو را دوست دارم
در این باران
می‌خواستم تو
در انتهای خیابان نشسته باشی
من عبور کنم
سلام کنم

لبخند تو را در باران می‌خواستم
می‌خواهم
تمام لغاتی را که می دانم برای تو
به دریا بریزم
دوباره متولد شوم
دنیا را ببینم
رنگ کاج را ندانم
نامم را فراموش کنم
دوباره در آینه نگاه کنم
ندانم پیراهن دارم
کلمات دیروز را
امروز نگویم
خانه را برای تو آماده کنم
برای تو یک چمدان بخرم
تو معنی سفر را از من بپرسی
لغات تازه را از دریا صید کنم
لغات را شستشو دهم
آنقدر بمیرم
تا زنده شوم…
دیدگاه ها (۱)

نجار پیری بود که می‌خواست بازنشسته شود. او به کارفرمایش گفت ...

سالهای بسیار دور پادشاهی زندگی می‌کرد که وزیری داشت. وزیر هم...

دیوارها هرقدر هم بلند باشنداسیرت نمی کنند، ما پرواز را آموخت...

من ندیدم بدیه دنیارو دستی جلو چشمامو گرفت ،اگه صدبار زمین اف...

تو را دوست دارم...آن‌قدر که اگر عشق را از فرهنگ لغت حذف کنند...

🚩«چرا من در جذبِ فالوور ناکامم؟» (اعترافاتِ یک راهبرِ شکست‌خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط