او

او
حرف میزد،
و با هرکلمه اش
مرا به نخستین،
روزهایِ آفرینش می برد،
برای بوسیدنِ دستهایِ خدا...
دیدگاه ها (۶)

قصه آفرینش را از زبان خدا شنیدیم شاید شیطان هم حرف هایی برای...

در عجبم از مردمی که حرف فرستاده خدا را درباره قیامت نادیدنی ...

غصه امام زمان علیه السلام

از تو سکوت مانده و از من، صدای توچیزی بگو که من بنویسم به جا...

#گاهی فکر می‌کنم اگر تمام دنیا را هم به من بدهند، باز هم دلم...

دفتر شعر مرا باد ورق میزد وبازبوی عطر نفستمشک فشانی می کرد.....

ویژگی حرام زادگی مشخص شد

در ملکوت... مجال از دست رفته وجود ندارد.اگر دری بسته شود، خد...

تاکسی اصفهان تاکسی وحدتتریبونی برای روشنگری و مطالبه‌گری مرد...

دل بریدم ز غمی که مرا با غم آشنا کرداز همدردی که مرا میان در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط