{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای تویی که

ای تویی که
نشسته ایی بر خیال شورانگیز
اعجاز نگاه تو
خورشید را هر صبح
مهمان قلب من میکند
جهان خواستنی می شود
با تو بودن زیبا می شود
در پس فاصله های دور
و آنهنگام که
نقش چشمانت در چشمانم می افتد
باغ نگاهم پر از ارغوانی های عشق می شود
و انعکاس زیباییش
رویایی می کند روزم را
و من دوباره
به دوست داشتن تو مشغول می شوم....
دیدگاه ها (۲۳)

او حرف میزد،و با هرکلمه اشمرا به نخستین،روزهایِ آفرینش می بر...

‌مپرس از من چرا   ‌در پیله ی مهر تو محبوسم ...  ‌که عشق از پ...

الهی🙏 هر آنڪہ دست نیاز🤲بہ سوے تو بلند ڪرد ...امید دارد❣ڪہ ام...

«وقتی فرشته ای آرزو میکند » دست غبار گرفته ام را با انگشت...

رمان melegim 🪽:پارت ۴ ...دکتر ایشا یک لحظه میاید . امروز صبح...

🌱🍒به تماشای چشمانت آمده بودم جایی که سهم  نگاهم در به جا مان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط