p...۱۱
p...۱۱
ییبو ژان شوکای تو جنگل بودن
ژان.. حالا چیکار کنیم اون مرد عوضی مارو به اینجا فرستاد
شوکای.. رسما سرمون کلا گذاشت
ییبو..تقصیر خودتونه یکی که بخاطر چاپلوسی باهاش مثله پدرش رفتار میکرد
یکی دیگه هم اونو کولش کرده بود فقط من بودم اینجا داشتم منطقی رفتار میکردم
ژان.. باشه فهمیدیم بسه دیگه
ییبو.. نه بس نیست حقه تونه همینجا ولتون کنم برم
ژان..چی از اولم خودت اومدی (باخنده)
ییبو ..خجالت بکش مثلا این عوض تشکرهای که من اومدم و باهاتون کمک میکنم اصلا من نبودن چطوری میخواستن از اون حصار جادوی اینه بیرون بیایین
ژان.. باشه ببخشید خوب شد
شوکای.. فعلا کافیه من میخوام برم یکم حیزوم جمع کنم شب خیلی سرده باید اتیش درست کنیم
ژان.. پس بزار من بیام کمکت
ییبو ..تو کجا بشین سرجات خودش میره
شوکای.. حق با ییبو هست من میرم تو همینجا بمون
ژان باشه پس.
شوکای رفت
ییبو ..خجالت نمیکشی همش خودتو بهش می چسبونی
ژان ..دوباره شروع نکن من که خودمو به اون چسبوندم
ییبو ..همین چطور بهت بگم اون اصلا مناسب تو نیست مثلا دختری یکم کمتر به پسرا نزدیک شو
ژان.. آخه من که به شوکای نزدیک شدم
ییبو.. همش کنارشی مگه بخاطر اون به این سفر سخت نیومدی
ژان.. نخیر به خاطر اون نیست من اون مثل دوستم میبینم من اصلا یه نفر دیگه دوست دارم
ییبو.. چییییی
تعجب کردگفت
کیو دوست داری
ژان ..به ت مربوط نیست
ییبو ..اگه شوکای نیست پس کی میتونه باشه هانننننننن
ژان.. فکر کرد فهمید
ییبو..فهمیدم چن ژیوان دوست داری برای همین با خواهرش صمیمی هستی
ژان که آینو شنید بلند گفت
نخیرم کدوم چن ژیوان برو بابا
ییبو.. خب چرا عصبی میشی
ژان... ساکت دیگه من میخوابم سرشو گذاشت رویه وسایلش
ییبو.. چه زود خوابیدی
شوکای اومد اتیش روشن کرد
شوکای.. ژان خوابیده
ییبو..به توچه
شوکای..چی؟
ییبو.. بروبابا حوصله تورو ندارم اونم گرفت خوابید
شوکای. معلوم نیست شماها چتونه اتیش روشن کرد و اونم خوابید
شب حوا خیلی سرد بود
ییبو از خواب بیدار شد و دید ژان بخاطر سرما تو خودش جمع شده و داره میلرزه
پتوشوبرداشت و ژان باهاش پوشوند
ییبو داشت میرفت که بخوابه یهو ژان دستشوگرفت
ژان..وایستاپس خودت چی حواسرده
ییبو..نه واسه من زیاد سردنیست
ژان..ولی اخه حواسرده بیانمیخامش
ییبو..گفتم که واسه من حواسردنیست توکه گرمت باش منم گرممه شب بخیر
بعدم رفت که بخوابه
ژان لب خندی زدو اونم خوابید
ژان..شبه توعم بخیر
ییبو ژان شوکای تو جنگل بودن
ژان.. حالا چیکار کنیم اون مرد عوضی مارو به اینجا فرستاد
شوکای.. رسما سرمون کلا گذاشت
ییبو..تقصیر خودتونه یکی که بخاطر چاپلوسی باهاش مثله پدرش رفتار میکرد
یکی دیگه هم اونو کولش کرده بود فقط من بودم اینجا داشتم منطقی رفتار میکردم
ژان.. باشه فهمیدیم بسه دیگه
ییبو.. نه بس نیست حقه تونه همینجا ولتون کنم برم
ژان..چی از اولم خودت اومدی (باخنده)
ییبو ..خجالت بکش مثلا این عوض تشکرهای که من اومدم و باهاتون کمک میکنم اصلا من نبودن چطوری میخواستن از اون حصار جادوی اینه بیرون بیایین
ژان.. باشه ببخشید خوب شد
شوکای.. فعلا کافیه من میخوام برم یکم حیزوم جمع کنم شب خیلی سرده باید اتیش درست کنیم
ژان.. پس بزار من بیام کمکت
ییبو ..تو کجا بشین سرجات خودش میره
شوکای.. حق با ییبو هست من میرم تو همینجا بمون
ژان باشه پس.
شوکای رفت
ییبو ..خجالت نمیکشی همش خودتو بهش می چسبونی
ژان ..دوباره شروع نکن من که خودمو به اون چسبوندم
ییبو ..همین چطور بهت بگم اون اصلا مناسب تو نیست مثلا دختری یکم کمتر به پسرا نزدیک شو
ژان.. آخه من که به شوکای نزدیک شدم
ییبو.. همش کنارشی مگه بخاطر اون به این سفر سخت نیومدی
ژان.. نخیر به خاطر اون نیست من اون مثل دوستم میبینم من اصلا یه نفر دیگه دوست دارم
ییبو.. چییییی
تعجب کردگفت
کیو دوست داری
ژان ..به ت مربوط نیست
ییبو ..اگه شوکای نیست پس کی میتونه باشه هانننننننن
ژان.. فکر کرد فهمید
ییبو..فهمیدم چن ژیوان دوست داری برای همین با خواهرش صمیمی هستی
ژان که آینو شنید بلند گفت
نخیرم کدوم چن ژیوان برو بابا
ییبو.. خب چرا عصبی میشی
ژان... ساکت دیگه من میخوابم سرشو گذاشت رویه وسایلش
ییبو.. چه زود خوابیدی
شوکای اومد اتیش روشن کرد
شوکای.. ژان خوابیده
ییبو..به توچه
شوکای..چی؟
ییبو.. بروبابا حوصله تورو ندارم اونم گرفت خوابید
شوکای. معلوم نیست شماها چتونه اتیش روشن کرد و اونم خوابید
شب حوا خیلی سرد بود
ییبو از خواب بیدار شد و دید ژان بخاطر سرما تو خودش جمع شده و داره میلرزه
پتوشوبرداشت و ژان باهاش پوشوند
ییبو داشت میرفت که بخوابه یهو ژان دستشوگرفت
ژان..وایستاپس خودت چی حواسرده
ییبو..نه واسه من زیاد سردنیست
ژان..ولی اخه حواسرده بیانمیخامش
ییبو..گفتم که واسه من حواسردنیست توکه گرمت باش منم گرممه شب بخیر
بعدم رفت که بخوابه
ژان لب خندی زدو اونم خوابید
ژان..شبه توعم بخیر
- ۱.۸k
- ۰۵ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط