{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک کلبه ی چوبی لب رودش با من

یک کلبه ی چوبی لب رودش با من
گلبرگ زغال و برگ دودش با من

صبح از تو و چای از تو و لبخند از تو
عاشق شدن ابراز وجودش با من ..

#شهراد_میدری
دیدگاه ها (۱)

صبح من رنگ گرفته به پگاهت شده استدل من تنگ و هوایی نگاهت شده...

به شوق آمدن صبح شب را بیدار ماندمتا زودتر از آفتاب به چشم‌ها...

صید تو را به زخم پیاپی چه احتیاجاز دوریک اشاره ی تیغ نگه بس ...

تهمت سرمه به آن چشم سیه عین خطاستسرمه گردیست، که خیزد ز صف م...

#سناریو#تکپارتی #درخواستی (وقتی باهم به سفر رفتید...) ویو سو...

#P𝗔R𝗧 : ۸۰#CHAPTER : 2〖#𝗖r𝗲e𝗽y_𝗟o𝘃e〗 عـشـقِ تَـرسـنـٰا...

(پارت دوازده)منو بغل کرد و برد تو اتاقم گذاشت دراز کشیدم .. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط