{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت دوازده

(پارت دوازده)


منو بغل کرد و برد تو اتاقم گذاشت دراز کشیدم .. و همینطور که حرکاتم دست خودم نبود... یقه ی جونگ کوک رو گرفتم و سرشو آوردم پایین و بوسیدم...خیلی تو شک بود که من همینجوری خوابم برد
ازم جدا شد و که همینجوری تو شک بود رفت تو اتاقش
«جونگ کوک ویو»
بعد اون بوسه آدم قبلی نشدم...خواب نمی‌برد و نمیدونم چرا همش تو شک و ذوق بودم...حتما سنگ خورده تو کلم و ضربه مغزی شدم
ساعت دو و نیم بود و من کلافه شده بودم... همش به اون بوسه فکر میکردم و زیر لب به خودم فوش میدادم
لعنت بهت ا.ت
بعد کلی کلافگی ساعت چهار صبح خوابم برد ... ساعت ده صبح با صدای یه نفر که شبیه فرشته بود چشمامو باز کردم ا.ت بود.. بالای سرم وایساده بود و با یه لبخند شیطنتت آمیز که یه لیوان آب سرد دستش بود می‌گفت
ـ بیدار شو!!
ناگهان آب لیوان روم خالی شد و فرار کرد
دیدگاه ها (۰)

پارت سیزده) ناگهان آب لیوان روم خالی شد و فرار کرد و از شد...

(پارت چهارده)قهوه هارو بردم و خودم هم نشستم یه گوشه داشتم ب...

(پارت یازده)اونم یه خنده ی کوتاهی مرد ساکت شد ـ من کجا قراره...

(پارت ده)..ورفتم یه آب ریختم رو خودم ولی موهامو نشستم یه لبا...

#p3اسم فیک: بوسه ای برای شروع دوبارها/ت:♡ _ جونگ کوک:_نیلو: ...

#p8:اسم فیک: بوسه ای برای شروع دوباره ا/ت شروع کرد به خواب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط