{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تلفیق خدا و خون فقط پیکر توست

تلفیق خدا و خون فقط پیکر توست
خورشید گلی از چمن حنجر توست

شب وقف مدار چشم هایت مولا
صبح، آینه‌ی دستِ بهارآور توست
دیدگاه ها (۰)

اى که دل‌ها همه‌ی از داغ غمت غمگین استوى که از خون تو صحراى ...

باز محرم رسید، این من و گریه‎هایمرفع عطش می‎کند، فرات اشک‎ها...

بر سینه‌ی من نوشته بین الحرمیننصف قلبم با ابالفضل، نصف دیگر ...

پرسیدم:ازحلال ماه، چراقامتت خم است؟آهی کشیدوگفت:که ماه محرم ...

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

★彡   Part 17 彡★ صبح، با برخورد مستقیم نور خورشید از خواب بید...

میل دارم که مثل آن ایّام،باز با من قرار بگذاریتوی دستان خالی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط