{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دست روی دست

دست روی دست
گذاشته بودند
نظاره گران این حادثه
خواب ماند
رگ غیرت
حیران بود
"دلم"
راستی:
کدامین نگاه به بدرقه ات
امده بود
ان روز که از
چشمانم میرفتی
دیدگاه ها (۱)

هر یک از دایره جمعبه راهی رفتندما بماندیم وخیال توبه یک جایم...

تو زیادی پیدایت نیستو اگر این شوخی جدی باشدیعنی منمدتی است ک...

حسودی می کنم گاهی به دوست داشتنی که در من از تو به جا مانده ...

از سخن‌چینان شنیدم آشنایت نیستم خاطراتت را بیاور تا بگویم کی...

« یادم هست..... روزهای اول بود که خانه، دیگر آن خانه همیشگی ...

......//برده ی زیبا//......

پرسه در جنگل... صبح...نور آفتاب از لابه‌لای پرده‌ها داخل اتا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط