{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتم : از حرفام نرنجیدی ...؟

گفتم : از حرفام نرنجیدی ...؟
گفت : نه!
گفتم : ولی هر کی بود یه چیزی بهم میگفت...!

گفت : مادرم انسولین میزنه...
اولا خیلی دردش میگرفت، بعدش کمتر شد...
حالا هر وقت سوزنو تو پوستش فرو میکنه،
فقط میخنده...

الان منم اونطوری ام...!


#حمید_جدیدی
#دیالوگ_های_خیالی_من
https://telegram.me/joinchat/BYIBETypQYYlvvnrZeAdZA
دیدگاه ها (۱۰)

پارت ۶ازش جدا شدم و دیدم داره میخنده.گفتم:سوهی: چته!؟ چرا می...

part 53یونگی دستشو گرفت و گذاشت روی پای خودش و آروم آروم بان...

گفتم : از حرفام نرنجیدی ...؟گفت : نه!گفتم : ولی هر کی بود یه...

گفتم : از حرفام نرنجیدی ...؟گفت : نه!گفتم : ولی هر کی بود یه...

+ از حرفام نرنجیدی ...؟- نه!+ ولی هر کی بود یه چیزی بهم میگف...

گفتم : از حرفام نرنجیدی ...؟گفت : نه!گفتم : ولی هر کی بود یه...

گفتم : از حرفام نرنجیدی ...؟گفت : نه!گفتم : ولی هر کی بود یه...

گفتم : از حرفام نرنجیدی ...؟گفت : نه!گفتم : ولی هر کی بود یه...

گفت : از حرفام نرنجیدی...؟گفتم : نه!گفت : ولی هر کی بود یه چ...

گفتم : از حرفام نرنجیدی ...؟گفت : نه..!گفتم : ولی هر کی بود ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط