{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ❼❶

ات ویو
رفتیم پاساژ میخواستم لباس بگیرم با این حال حالا که فهمیدم تهیونگ خوبه و دیگه به روانشناس نیازی نداره تصمیم گرفته که بهش بگم و خب داباره به همون روال گذشته به کارام برسم تا اینجا که فهمیدم تهیونگ حدود چند ماه خودشو حبس کرد تا از همه ی اتفاقاتی که افتاد دور باشه بخاطر منم باندش رو پس گرفته و دیگه قول داد نره تو اون اتاق واقعا هم ترسناکه چون زیرزمین بود 🕳️ حالا اینا ولش خرید که کردیم میریم شام بخوریم پس اون موقع بهش میگم 🥲
-ات این لباسو 👈 نگاه چه خوشگله ( عکسشو میزارم )
+اوهوم برای کی میخوای؟
-برای تو دیگه جز تو کس دیگه هم هست؟
+عام نه
-خب برو پرو کن
+ها نمیخواد
-ولی قشنگه لطفا 🥺
+باشه
+رفتم لباسو پوشیدم خوشگل بود اومدم بیرون که تهیونگم ببینه
-....
+چطوره؟
-....... عا...... عالی عالی خیلی خوشگل شدی
+اوه ممنون ☺😊
-خب پس همین و بگیرم
+عا باش
رفتیم و تهیونگ حساب کرد
....


خب راستش دارم فیک من نمیخوامش رو هم مینویسم اگه وقت داشته باشم و خب اینکه تموم شد اونو میزارم... اگه شما موافق باشید؟؟
دیدگاه ها (۰)

میدونم بد شد به رو نیارین پارت ۱۸ ات ویو رفتیم و تهیونگ حساب...

پارت ۱۶-چیه؟ +تو تو چی گفتی؟ -گفتم بریم بیرون +نه قبلش - چیز...

Change in time / p.۶

وحشی پارت25+۱۸ سرمو گذاشتم روی پای تهیونگ کم کم خوابم برد 10...

سه پارتی تهیونگ ~~ ملکه قلبم~~پارت۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط