{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هرگاه از شدت تنهایی، به سرم هوس اعتماده دوباره میزند، خنج

هرگاه از شدت تنهایی، به سرم هوس اعتماده دوباره میزند، خنجری راکه
درپشتم فرو رفته، در می آورم! میبوسمش، صیقلی عاشقانه، اندکی نمک به
رویش، نوازشش کرده، دوباره بر سر جایش میگذارم! از قول من به او
بگویید :خیالش تخت، من دیوانه هنوز، به خنجرش هم وفا دارم!
دیدگاه ها (۳)

هرگاه از شدت تنهایی،به سرم هوس اعتماده دوباره میزند،خنجری را...

هرگاه از شدت تنهایی،به سرم هوس اعتماده دوباره میزند،خنجری را...

هرگاه ازشدت تنهايي به سرم هوس اعتمادي دوباره ميزند.... خنجرخ...

هرگاه از شدت تنهایی به سرم هوس اعتمادی دوباره میزند..خنجر خی...

هرگاه از شدت تنهایی به سرم هوس اعتمادی دوباره میزند خنجرخیان...

هرگاه از شدت تنهایی به سرم هوس اعتمادی دوباره میزند خنجرخیان...

هرازگاهی ازشدت تنهایی به سرم هوس اعتمادی دوباره میزند... خنج...

هرازگاهی ازشدت تنهایی به سرم هوس اعتمادی دوباره میزند... خنج...

هرگاه از شدت تنهایی هوس اعتمادی دوباره به سرم میزند خنجر اعت...

هرازگاهی ازشدت تنهایی به سرم هوس اعتمادی دوباره میزند... خنج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط