هرگاه از شدت تنهایی، به سرم هوس اعتماده دوباره میزند، خنج
هرگاه از شدت تنهایی، به سرم هوس اعتماده دوباره میزند، خنجری راکه
درپشتم فرو رفته، در می آورم! میبوسمش، صیقلی عاشقانه، اندکی نمک به
رویش، نوازشش کرده، دوباره بر سر جایش میگذارم! از قول من به او
بگویید :خیالش تخت، من دیوانه هنوز، به خنجرش هم وفا دارم!
درپشتم فرو رفته، در می آورم! میبوسمش، صیقلی عاشقانه، اندکی نمک به
رویش، نوازشش کرده، دوباره بر سر جایش میگذارم! از قول من به او
بگویید :خیالش تخت، من دیوانه هنوز، به خنجرش هم وفا دارم!
- ۹۲۷
- ۲۹ بهمن ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط