{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هرازگاهی ازشدت تنهایی به سرم هوس اعتمادی دوباره میزند...

هرازگاهی ازشدت تنهایی به سرم هوس اعتمادی دوباره میزند... خنجرخیانتی که درپشتم فرورفته درمی آورم، میبوسمش، اندکی نمک به رویش میـپاشم، دوباره برسرجایش میگذارم... ازقول من بهش بگویید"خیالش تخت"من دیوانه هنوزبه خنجرش هم وفادارم!!
دیدگاه ها (۵)

هرازگاهی ازشدت تنهایی به سرم هوس اعتمادی دوباره میزند... خنج...

هرازگاهی ازشدت تنهایی به سرم هوس اعتمادی دوباره میزند... خنج...

هرازگاهی ازشدت تنهایی به سرم هوس اعتمادی دوباره میزند... خنج...

هرازگاهی ازشدت تنهایی به سرم هوس اعتمادی دوباره میزند... خنج...

هرازگاهی ازشدت تنهایی به سرم هوس اعتمادی دوباره میزند... خنج...

هرگاه ازشدت تنهايي به سرم هوس اعتمادي دوباره ميزند.... خنجرخ...

هرگاه ازشدت تنهایی هوس اعتمادی دگبه سرم میزند،خنجرخیانتی راک...

هرگاه از شدت تنهایی به سرم هوس اعتمادی دوباره میزند خنجرخیان...

هر از گاهی از شدت تنهایی به سرم هوس اعتماد دوباره میزند...خن...

هرگاه از شدت تنهایی به سرم هوس اعتمادی دوباره میزند خنجر خیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط