{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نامه شهید آوینی به حاتمی کیا

نامه شهید آوینی به حاتمی کیا
بخش(1)

آقای حاتمی كیا، بگذار كه با همین خطاب آغاز كنیم تا از نگاشتن باز نمانم. چرا كه اگر بخواهم آنگونه بخوانمت كه در دل به تو می‌اندیشم دیگر جز آنكه نامت را بر زبان بیاورم چیزی برای گفتن نمی‌ماند.
دوست من، می‌دانم كه چه می‌كشی خوب می‌دانم اما تو كه در دامنه آتشفشان منزل گرفته‌ای بایدبدانی كه چگونه می‌توان زیر فوران آتش زیست. ما را خداوند برای زیستنی چنین به زمین آورده است چرا كه مرغ عشق ققنوس است كه در آتش می‌زید نه آنكه رنگین كمان می‌پوشد و در بوستان‌های عافیت، شكر می‌خورد و شكرشكنی می‌كند. مگر سوخته دلی و سوخته جانی را جز از بازار آتش می‌توان خرید؟
گفتم بازار آتش و با یاد كربلای پنج افتادم كربلای پنج، كربلای چهار تناز دوستان من و تو بود.حسن هادی، رضا مرادی، ابوالقاسم بوذری و امیراسكندری یكه تاز كه تو او را دیده بودی كه چگونه در خون خویش فرو می‌غلتد. خون نیز همرنگ آتش است و همان سان فوران می‌كند. یادم هست كه حیرت شهادت یكه‌تاز تا آنگاه كه راز خون را كشف نكردی در تو فرو ننشست. در همان نخستین قدم هنوز فرصت فیلمبرداری نیافته سفیر عشق سر رسیده بود و امیر اسكندر یكه‌تاز را در برابر چشمان حیرت‌زده تو با خود برده بود با خود می‌گفتی او كه هنوز فرصت انتخاب نیافته است حال آنكه او پس از انتخاب روی به راه نهاده بود من نمی‌دانستم وتو هم دریافتی. آن روزهای اخر، دیگر عصرها به خانه نمی رفت. می‌آمد و كنار من پشت میز موویلا می‌نشست وحرف می‌زد. چیزی در درونش شكسته بود و مثل منتظران دل به اكنون نمی‌سپرد.فهمیده بود كه در عالم رازی هست كه عقل به آن راه نمی‌برد. فهمیده بود كه میان این راز و آسمان، رابطه‌ای هست فهمیده بود كه آدم‌ها بر دو گونه‌اند. آنان كه با عقل‌شان می‌زیند و دیگرانی كه زیستشان با دل است چه بسیارند آنان و چه قلیلند اینان چه سهل است آنگونه زیستن و چه دشوار است این گونه بودن.


ادامه در پست بعد...
دیدگاه ها (۱)

آدم‌های خوش‌قلب، ستون‌های خاموش دنیا هستند؛ بی‌آنکه بخواهند ...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ویکم: آتشی که در تنم افتاد---از مهمان...

فراتر از خویش

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①①_بخش اول_ "به سلامتی خانوادهکه...

چند حدیث شریف در مورد اهمیت «نگه داشتن زبان» اولیت و اولویت...

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وهشتم | آخرین وارثشعله‌های آتش، اطراف ک...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ⁷ویو جونکوکجونکوک... سکو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط