دیداردوباره

#دیدار_دوباره

#پارت_42

ویو داخل عمارت.

م کوک: بنظر میاد جو وون خیلی خوابش میاد.

+آره انگار خوابش میاد.
بهتره من برم دیگه.
جو وون بلند شو باید بریم خونه.

& باشه مامانی (خواب آلود)

+فعلآ خدا حافظ همگی.

م کوک: یادت باشه فردا ساعت نه صبح فرودگاه باش.

+باشه مادرجون

م کوک: تو راه مواظب خودت و جو وون باش.

+باشه.

ب کوک: بهتر نیست جونگ کوک ببرش اینجوری امنیتش بهتره.

+عام ولی ماشین دارم.

ــ خودم می‌برمت

+باشه
ویو داخل ماشین

ــ کمر بند تو بستی

+آهوم

ــ خستته

+ آره خیلی

ــ صبر کن الان میرسیم.

+جونگ کوک

ــ جونم

+به غیر از خانواده من وتو کس دیگه ای هم میاد؟

ــ فکر کنم عموم ایناهم بیان چطور؟

+ها هیچی همینطوری.

ــ بخواطر لیا داری اینو میگی؟

+نه کی گفته.

ــ نگران نباش اون ازدواج کرده.

+باشه

ــ رسیدیم.


ادامه دارد..................
دیدگاه ها (۰)

#دیدار_دوباره #پارت_43+جونگ کوکــ بله+اممم چطوری رئییس بیمار...

#دیدار_دوباره #پارت_44+ نمیخوام جو وون بیا بریم داخل.ــ خیلی...

#دیدار_دوباره #پارت_42ویو داخل عمارت.م کوک: بنظر میاد جو وون...

#دیدار_دوباره #پارت_41م کوک: من میرم پیش بقیه. +باشه......+ت...

رمان عشق و نفرت پارت۱۳ آت بلند شده بود و داشت صبحونه درست می...

𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟕عشق مافیاویو بورام یه نفر اومد دنبالم که ببرتم تو عمار...

𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟔عشق مافیاویو جیمینساعت 7:00 شب هست تا 1:00 ساعت دیگه م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط